به نام خدا

یه مدتی ه که یه ذره دوباره به هم ریخته ام. یعنی به هم ام ریختوندن ! من نمی دونم که واسه ادامه تحصیلم در خارج از ایران چه کسسسسسسسسسسسساییی رو که نباید راضی کنم:
اول از همه خدا رو. بعدش خودم رو . غزاله رو . بعد دوباره خودم رو . بعد پدر و مادرم رو ... خواهر هام رو. بعد دوباره خودم رو. بعدش چک کنم ببینم غزال چطوره ! ناراضی . بعد مجدد اوضاع رو توضیح می دم بهش. قانع میشه. هنوز این وسط از خدا اطمینان نداری که راضی ه یا نه ! محض اطمینان دوباره خدا رو توجیه می کنی. بعد پدر مادر غزاله رو . بعد دوستات رو !!! خوشحال و خندون از اینکه خوب دیگه همه راضی شدن میبینی خودت ناراضی ی !‌ دیگران دلداریت می دن. جون تازه میگیری. خوشحال و با انرژی ادامه کارات رو انجام میدی. چیزی نمی گذره که همون هایی که راضی ات کردن خودشون وا دادن !!! دوباره روز از نو روزی از نو !!!! این وسط بابات یه حرفی میزنه که پیش خودت می گی باباااااا !!! تو دیگه چرا !!! به خدا ادامه تحصیل در خارج کار ساده ای نیست !‌ همین جوریش تصمصم گیری سختی ه تو زندگی ! ۴ سال به دور از همه چیز و همه کس باید زندگی کنی . فقط با خاطراتشون زنده ای !  عوض اینکه بهت دلداری بدن بهت انرژی بدن تشویقت کنن !!! انرژی ات رو تخلیه می کنن.
مگه من چقدر نفس دارم ؟!؟! مگه من آدمی زاد نیستم 02.gif مگه من چند تا جوون دارم ؟!؟!
همه ما ها می دونیم که در نهایت هیچ کس به فکر آدم نیست جز پدر مادر آدم. هیچ کس پیشتیبان آدم نیست جز پدر مادر آدم. حالا تصور کن ستون های دلت زیر پاتو خالی کنن ( به هر دلیلی .... ) چه احساس تنهایی بهت دست میده ؟!؟!؟ دوست داری هق هق کنی.


پ.ن: تازه بماند که این وسط (وسط پروسه ی اپلای کردن) چه کسای دیگه ای رو باید راضی کنی که برات ریکام (توصیه نامه) بدن . اون استاد خارجی رو مخ بزنی و راضی اش کنی !!! اون کسی که تو سفارت داره ازت مصاحبه می کنه و هزاران موجود ۱ سر و ۲ پای دیگه !!!! که همه اینها در برابر موارد بالا کوچیک به حساب میان.

داش علی

/ 19 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داش علی

سهیلا ملکی : مرسی [لبخند] [لبخند] واللا در مورد غزاله هم می تونم در کمال تاسف (و نمی خوام بگم نا امیدی !) انگار همه در ها واسه بردنش بسته است [ناراحت] [گریه] یعنی مشکلی واسه بردنش نیست !! مشکل اینجاست که نمی تونه بیاد !! درس اش اینجا تازه شروع شده [ناراحت] توکل بر خداست

الهام

اولا راحت بهت بگم تنها پشتیبانت خداست.بقیه رو بریز دور.خیلی سخته.ولی به سختی هاش می ارزه. مدرکشو نمیگما.تجربه یه مدل دیگه زندگی کردن و بیرون رفتن از حباب شیشه ای که یه عمر توش بودی.در مورد غزاله هم نگران نباش.همین پارسال معجزه ای رو با چشام دیدم که ثابت کرد خدا عاشقا رو خیلی دوست داره. (اگه ایمان داری عشقت واقعیه خیالت راحت!)

عقاب

دقیقا همون مشکل من را داری در مورد ادامه تحصیل و خوندن دکترا در ایران. البته من فقط باید خودم را راضی کنم و خدا و شرایط اجتماعی که می افتم تو همون دوری که تو افتادی. همین سه تا ![سوال]

داش علی

الهام : نمی دونم به خدا !!! جفتمون توکل به خدا کردیم. تنها و تنها و تنها چیزی رو که بهش دل بستیم همون نکته ای بود که اشاره کردی بهش ... عشق خالص.

JaSa

من ارتباط خوبی با این قسمت از نوشته های شهید آوینی پیدا کردم. "شان انسان در ایمان، هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله. پس چکمه هایت را بپوش، ره توشته ات را بردار و هجرت کن." این سخن شهید آوینی فقط در مورد جنگ نیست. جهاد را به معنی کلی کار و تلاش بگیر. تلاش برای اینکه به سمت شان و مقام واقعی خودت حرکت کنی. به نظر اول باید شان خودت را تعیین کنی، بعد بر اساسش یک هدفی از رفتن را برای خودت ترسیم کنی و بعد قاطعانه تصمیم بگیری. راضی کردن همه انسان ها هیچ گاه میسر نمی شود ولی حداقل کاری که باید انجام بدهی این است که آنقدر آگاهانه و هدفمند دست به این کار بزنی که ماحصل آن در قبال سختی های این دوری که متحمل خواهی شد قابل توجه باشد. این هدفمندی به آدم ایمانی می دهد تا بر شکش غلبه کند. یاد حرف های آن روز آقای امامی باش. آگاهی و انتخاب.

سهیلا ملکی

سلام علی آقا احوال شما؟ اوضاع احوال روبراه شده یا نه؟ من نگران غزاله جان و شمام/...امیدوارم مشکلات شفرتون به بهترین شکل حل شه (تقدیم به زوج خوش بخت و خوش قلب)[گل]

سهیلا ملکی

اصلاح: سفرتون

داش علی

جواد :‌مرسی از یاداوریت. یادآوری بجایی بود [لبخند]

روابط عمومی

باسلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، اين هفته با نقد وبلاگ ((اشکستان )) (( http://ashkestan.blogfa.com)) در خدمت شما دوست گرامي هستيم . لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 22 / 2 / 1387... ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب با تشکر [گل]

عقاب

نظر جواد دلگرمم کرد !