درک از عشق ...

به نام خدا

خوب خیلی از عشق ها هستن که من مفهومشون رو درک نمی کنم یا به درستی نمی فهمم و هضم شون نمی تونم کنم !‌ یه نمونه اش شدت عشق و علاقه ی طرفداران فوتبال به تیم مورد علاقه شون !! اینکه این عشق و علاقه واقعا باید تا چه حد باشه که طرف جون اش رو می ذاره کف دست اش و بعد از بازی کشت و کشتار می کنن !!! از این صحنه ها کم ندیدیم ... بعد از بازی های انگلیس و ایتالیا و اسپانیا. حالا میگیم اونا تیماشون قوی ان. این طرفدارای تیم های ایرانی آخه دیگه چرا ؟!؟!!؟ واقعا چرا ؟!؟!؟!؟ اصلا نمی فهمم !!!!!

حالا من اصلا هدف از حرف ام این چیز ها نیست می خواستم مثالی آورده باشم که بگم خوب هستند عشق هایی توی این کره خاکی که تا خودمون درگیرش نشیم نمی تونیم درست درک اش کنیم ! یه مثال دیگه شدت عشق مادر به فرزندش ه . تا مادر نشیم نمی فهمیمم .... و از این نوع مثال ها زیاده.

ولی حرف اصلی من اینه. برگردیم به همون مثال فوتبال. مثلا من دوستی رو می بینم که آشفته است. غمگین ه. گاها عصبانی و پرخاشگر ه. تو خودش ه. حرف حرف ه خودش ه. نگران و ناراحت ه. با هیچ کس حرف نمی زنه.... هیچ کس. خلاصه سرت رو درد نیارم شارژ نیست. (و من می دونم که درد اش از چیه . مثلا از باخت تیم مورد علاقه اش ه. از بوجود اومدن یه شرایط بحرانی برای تیم محبوب اش ه و یا این جور مسائل). درسته که من میزان ،  نوع و شدت عشق دوستم به تیم محبوب اش رو نمی فهمم ولی می تونم بپرسم که چرا دپرسی ؟!؟! حالا مشکل چی هست ؟!؟!؟ می تونه بگه مثلا چون تیممون از دست اول رفت دسته دو !‌ چه می دونم تیممون امروز فجیح باخت. چه می دونم تیممون رو جریمه کردن و یا ۱۰۰۰ دلیل احتمالی ه دیگه.

درست ه که من عاشق تیم فوتبالی نبودم !! ولی کلا تو زندگیم عاشق که بودم. می فهمم که عشق چه دردی داره....!!!!

چرا من نمی تونم به دلیل اینکه درک درستی از شدت و نوع عشق دوستم به تیم مورد علاقه اش ندارم، ازش نپرسم واسه چی دپرسی ؟!؟!؟ چرا وقتی ازش می پرسم واسه چی ناراحتی ، از چی داری رنج می کشی ؟،‌ باید جواب بشنوم : ‌نه تو نمی فهمی ! تو خودت گفتی اصلا نمی فهمم !!! چون تو هیچی نمی فهمی پس من هم نمی گم !!!

چی بگم واللا. نظر شما چیه ؟!

داش علی

/ 6 نظر / 14 بازدید
بيتا

درک عشق درک چرايی آمدن چرایی زیستن و دوباره باز گشتن است در این گذر هر کس به نحوی عاشق است اصلا جوهره وجود انسان از عشق است می توانی تصلا دهی هر که را که عاشق است چون طینت عشق یکی است باشد تا به کمال رسیم و درکمان از عشق همان باشد که فهم عشق او را بر خود داشته باشیم

باران

مطمئنی ميشه عشق رو درک کرد؟ من شک دارم

سهيلا ملکی

آتش عشق تو در جان خوشتر است جان ز عشقت آتش افزان خوش تر است . من کلا تو زندگيم عاشق هستم عاشق خود زندگی همه ی آمها عاشق ذات انسانی به بعضی آدمها بیشتر علاقه دارم به سبب گاهی البته گاهی آدمیت بیشتر اینها هیچ وقت درد نداشته اما آره بعضی عشقها درد هم داره اما وقتی خوب نگاه کردم این دد از شیرین ترین های زندگیم شدن حالا باز بگید قصه نگو شعار نده.. اما چه کنم که این شعارها حقیقت زندگیمه موافقم می شه پرسید از پرسیدن ها و شنیدنها درسها گرفته ام و از گفتن ها فقط گاهی به عشقهامون اون قدر عظمت نمی دیم و باهاشون بزرگ نمی شیم که کمی اون ورتر از خودمونم ببینیم عشق واقعی آدم رو بزرگ می کنه و از اولین فراورده هاش احترامه یه احترام صبورانه به همه ی آدمها و نظراتشون فقط نمی فهمم چرا وقتی عاشق کسی میشیم دوست داریم برای اثبات عشقمون از صبح تا شب زار بزنیم و بهونه بگیریم اون جوری وا زدنها که به عشق ها ارزش نمیده بیهوده شون می کنم دوست دارم یه روز سرم رو بالا بگیرم و تو اوج بگم من عاشقم اوجی که فقط در رسیدن به معشوق نیست

سهيلا ملکی

روح بزرگی داريد قربان

سهيلا ملکی

هر چند اگر گاهی موجودیت همیشگی نداشته باشه اون ووجود دوست دارم بگم من عشق رو می فهمم تشخیص میدم و هر کسی ازم پرسید جواب میدم . آرزو می کنم همیشه راهی سفر باشیم نه مانده در سفر نه کز کرده در راهها

داش علی

سهيلا :‌ مثل هميشه بی نظير بود کامنت ات . مرسی کامنت ات من رو ياد يکی از آهنگ های سياوش انداخت . الان دقيقا شعر اش يادم نيست. بعدا گوش می دم می ذامش . اينجا.