1000 نکته در استاد !!

به نام خدا

امروز هوا با این وضع لباس پوشیدن ما بس نا جوانمردانه سرد بود ! ولی حال داد از ساختمان جردن (جردن هال) تا دانشکده عمران (من هال) پیاده و موسیقی گوش کنان راه رفتن به خصوص بعد از اولین امتحان که احساس خیلی خوبی داشتی از دادن اون امتحان خجالت چه حالی می ده. این هم از اولین امتحان در رالی !! ولی خدایی خدا رحم به بعدی کنه !!‌ نگران امروز قبل از اینکه امتحان شروع شه داشتم به امتحان هایی که تو دانشگاه های ایران می دادیم و حال و هوای قبل اون فکر می کردم. با خودم می گفتم چرا اینا (آمریکایی ها ) انقدر ساکت اند !!! چرا شلوغ پلوغ نمی کنن !!! نه فقط سر کلاس که در بیرون و تو خیابون ها هم ساکت اند ! صدای قه قه و چه چه ما ایرانی ها کوچه و خیابون رو بر می داره !! یا یاد جنگولک بازی هایی که تو لیسانس سر کلاس ها و قبل و بعد اون در می آوردیم افتادم. چه دیوونه بازی هایی که با حمزه و باقی بچه ها که در نمی آوریم ... ولی اینجا از هیچ کدوم از اونا خبری نیست ناراحت شلوغ بازی ه خونم افتاده پایین چشمک تو این ١ ماهی که سر کلاس ها بودم فقط سر ١ کلاس اونم ١ بار دیدم که بچه هاشون سر یه مسئله ای داشتن با هم حرف می زدن !! همین !‌ همین و تنها همین !!‌دیگه هیچ وقت ندیدم با هم ١ کلام حرف بزنن !!! البته سر همون کلاس ٢ تا دختره هستن که به قول معروف بیشتر با هم می پرن و حرف می زنن (با هم دوستن) و گاها از اون جنگولک بازی های ما هم در میارن و امروز هم سر امتحان پیش هم بودن و من رو کمی یاد کنار هم نشستن های امتحان های ایران انداخت !!!

راستی می خوام چند نکته در مورد استادم بگم : (١٠٠٠ نکته در استاد چشمک):

١) زن ه : زن ها بهتر می فهمن که چی می خوام بگم

٢) چینی ه : چیزی نمی گم . خودتون بهتر می دونین

٣) مهمتر از اینا اینکه مجرده :‌یعنی هیچ دغدغه ای دیگه تو زندگی اش نداره (‌نه شوهر نه بچه نه پخت و پز نه هیچی !!!)

۴) دیگه اینکه استادیار هستن و گویا تازه ١ ساله که اومده اینجا (توجه: اساتیدی که تازه عضو هیئت علمی شدن باید حداقل ٢-٣ سال اول خودشونو ..... بدن تا دانشگاه بیرونشون نکنه. چون دانشگاه این حق رو داره  که بندازشون بیرون)

۵) اون طور که بوش میاد من اولین و از همه مهمتر تنها دانشجوی ایشون هستم و تمام وقت اش رو صرف ه من می کنه !!!

۶) حالا همه ی اینا به کنار. از همه نمی دونم چی بگم ؟ بدتر یا بهتر یا مهمتر اینکه !!! گویا سواد علمی بسیار بالایی دارن و علاقه شدیدی به کسب علم دارن

حالا اگه ۶ مورد بالا رو جمع بزنید می فهمید واسه چی آدم (به خصوص منناراحتمن ه بد بخت !!!‌گریه) نمی تونه تو دوران دانشجویی سرش تو مطالعه و سرچ و کتاب و این ور اون ور نباشه!!!‌ سوال

خنده می خندی نه ؟!؟!؟!؟ بایدم بخندی !‌ چشمک اگه نخندیم که دیگه هلاک میشیم نیشخند

داش علی

/ 9 نظر / 18 بازدید
داش علی

و اینکه بعد امتحان حتما یه حرکتی می کردیم [نیشخند] مثلا می رفتیم سینمایی ... [بغل]قلیونی [زبان] با ولگردی با ماشینی [شوخی] بستنی آبمیوه یی [قلب] یادش بخیر .........................

غزال

همه ایرانیها هم اینطوری نبودن. این شما بودین که اونقدر شلوغ می کردین و دانشگاه رو رو سرتون خراب می کردین، اونقدر که من خجالت می کشیدم از اون خنده هاتون که از دانشکده عمران می رسید به دانشکده فیزیک!!! [چشمک] بقیه مطالب هم قبلاَ می دونستم، جدید نبود برام [چشمک] حتماَ صلاحی در این بوده که استادت این باشه. حتماَ به نفعته. ولو این که الان سختی بکشی... لباس هم تورو خدا درست بپوش سرما نخوری [ناراحت] اونجا دیگه کسی نیست ازت مراقبت کنه ها [ناراحت] برو یه کاپشن گرم بخر. دو روز دیگه هوا سردتر بشه لازمت میشه...راستی... امتحانت هم مثل ایران بود دیگه، اولش استرس داشتی که چطور میدی، آخرشم خوب میدی همیشه. و بمحض این که اینو دادی نگران بعدی هستی [چشمک][خنده] شخصیتاَ این طوری هستی همونطور که خودت گفتی [چشمک] دقیقاَ برعکس من [نیشخند]

غزال

ولی این تیریپ بعد امتحان رو ما الان شدیداَ پیاده می کنیم [چشمک] حالا منهای سینما، شما هم چون اطراف امیرکبیر مملو از سینما بود میرفتین. ولی خوب کافی شاپ و رستوران،‌ و البته بچه های ما هم دانشکده رو رو سرشون خراب می کنن، بارها بهمون تذکر دادن سر این قضیه [زبان][خجالت] یه بار که پارسال رفتیم تو محوطه تربیت بدنی، اونجا رو گذاشتیم رو سرمون، از اونجا هم بیرونمون کردن [خنده]

غزال

البته همه هم اینطوری نیستن. اگه بعثت نباشه سروصدا در حد تذکر دادن نیست! سروصدا فقط مال اونه

داش علی

پس ببین ذاتا پسر ها شلوغ ترن [نیشخند] بابا کجا صدای خنده هام تا دانشکده فیزیک می یومد ؟!؟!؟ [زبان] با بچه ها که میرین بیرون جای من خالی هست یا نه ؟!؟! اگه نیست بگو زود تر تا جای ی تو رو اینجا خالی نکنم وقتی ما اینجا می ریم بیرون [چشمک]

حامد

دیگه خواجه امیری گوش ندادی؟!!![قهقهه]

هادی

پس خدا بهت رحم کنه! [چشمک]