من بچه ام!!!
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٩  


روح ام چه زيبا بود وقتي از فردوس در اين دنيا پا نهادم
روح ام چه زيبا بود وقتي به دنيا امدم
روح ام چه زيبا بود وقتي حرف زدن را ياد گرفتم
روح ام چه زيبا بود وقتي گريه كردن را ياد گرفتم
روح ام چه زيبا بود وقتي براي اولين بار خنديدم
روح ام چه زيبا بود وقتي پا به مدرسه گذاشتم
…………………
روح ام چه شاد بود وقتي با بچه ها بازي مي كردم
روح ام چه شاد بود وقتي “ الف ” را ياد گرفتم
روح ام چه شاد بود وقتي كه بزرگتر شدم
روح ام چه شاد بود وقتي كه فهميدم ايرانی ام
روح ام چه شاد بود وقتي بچگي ام را انديشيدم
روح ام چه شاد بود وقتي خـــدايـم را خودم ديدم..

شايد شادي ام از نادانيـم بود…..؟؟؟!!!!….
ولي…افسوس …كه…
اب در حســرت پاكي روح ام مي ميرد
باران نيامد از لطافت روح ام…

روح ام چه لطيف بود
چه ظريــف بود
و چه پاك
كه به دست خود كردم اش الوده
هر چيزي حــــــدي داره
حتي ناتواني……. حتي بي صداقتي....
حتي گناه…..
و اكنون چه زشت و بد تركيب است ان روح پــــاك

دست هاي ام الوده چشم هايم پژمرده
د لم پرشده از غم روز هاي از دست رفته
روح ام شاد شد زيبا شد وقتي گذشته ام را ديدم
دلم ارام گرفت…. وقتي كه ياد كردم ….
روزي كه به دنيا امدم
روزي كه بازي مي كردم
روزي كه مي خند يد م
روزي كه به مدرسه رفتم
و روزي كه….
دوست دارم شادي را خنده را ذوق را عشق را…
دوست دارم شاد باشم شاد بمانم و شاد بميرم…
پس بذاريد بچه بمانم…. به من نگوييد اقا نگوييد جنا ب نگوييد…

من بچه ام
عادتم دادند بزرگ باشم , دوست ندارم.

چه روح زيبايي داشتيم و حالا زيبا تر….
بچه ها فرشته هاي اسموني اند
من اونا رو خاكي نمي دونم ….
مقام( به ظاهر) پايين كودك از اين بالا تر كه عيســي-مسيح- در كودكي پيامبر گشت..
ما كودكان به پاكي روح مسيــح اقتدا مي كنيم….
گوييند انسان در اخــــرت عذري ندارد…اي كاش بچه بميرم تا بچگي ام عذ رم باشد….
حالا مي فهمم چــرا عاشقان خــدا و صاحب دلان دل به دنيا نمي بند ند و مرگشان را از
خــدا مي خواهند…. چــون….
چه روح شادي داشتيم و حالا شاد تــــر....
کلمات کلیدی: