ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۱  

به نام خدا

این آهنگ جدایی از آخرین آلبوم معین چقدر زیباست .... (به خصوص هدفون تو گوش و با چشمای بسته و دراز کشان رو صندلی های ایستگاه اتوبوس دانشگاه تک و تنها زبان اونم زیر نور خورشیدی که داره کم کم غروب می کنه و هوای اطراف سرد ه و ....)

 

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی همنفس خدا نگهدار

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم (چشمک)

 

من که تو بن بست قربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم  با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم که باید از تو میگذشتم

وقتی از قربت چشمات مینوشتم

 

پ.ن: هر وقت معین گوش می دم یاد رضا (سیفی) می افتم. رضا جان به یادتم همیشه خجالت

داش علی


کلمات کلیدی: