ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

به نام خدا

دیشب برای اولین بار در آمریکا رفتیم سینما (قابل توجه آقا حامد چشمک) سینمای دانشگاه بود. البته قطعا این سینما به پای سینماهای کالیفرنیا بالاخص لس آنجلس نمی رسه ولی به پای سینما فرهنگ می رسید. ولی تازه فهمیدیم فیلم ه با کیفیت تو سینما دالبی دیدن یعنی چی نیشخند.

فیلم Body of lies (لینک Imdb) که این روز ها (از ۲-۱ ماه قبل) بازارش داغ بود و انواع مطالب و عکس ها به خاطر بازی گلشیفته فرهانی خوندیم و دیدیم و شنیدیم. اول یه کم از قبل از فیلم و صف فیلم و این که چطوری رفتیم تو بگم !!!!

یعنی خدایی ایرانی بودنمون رو ثابت کردیم نیشخند. آخه چون فیلم مجانی بود اینا مثل اینکه ٣ برابر ظرفیت فروخته بودن که اگه بعضی ها نیومدن صندلی خالی نمونه. فیلم ساعت ١٠ شب شروع می شد و ما طرفای ٩:٢۵ رسیدیم دمه در سینما !!!! وووووووووووااااااااااااااااااااااووووووووووووووو .... چه صفیییییییییییییییییییی. این ٣ برابر ظرفیت ه ؟!؟؟!؟!؟ ٣٠ برابر ظرفیت هم بیشتر به نظر می رسید !‌ زبان یاد فضای جشنواره فیلم فجر و صف های جلو سینما فرهنگ و سپیده و استقلال و .... افتادم. یه حس جالبی بود. وایستادیم ته صف. ولی اینجوری اگه می خواستیم پیش بریم رو زمین هم جا پیدا نمی کردیم چه برسه به صندلی !‌ فهمیدیم که یه سری از بچه ها خیلی جلو تر از ما بودن !!! ما هم یواش یواش دونه دونه رفتیم جلو !!! بعد از لحظاتی دیدیم که یه جایی از صف داره در عرض زیاد میشه خنده خلاصه همه خودمون رو چپوندیم تو صف. صف رفت جلو تا رسیدیم به در وردوی سینما !!! وارد شدیم !!! یه دفعه دیدیم از او طرف یکی داد میزنه محمودددددددد !!!! برگشتیم دیدیم داش محسن از پشت بوته ها و ستون در و دیوار و دیگه کجا بگم ؟!؟!؟! دوید خودش جا داد تو صف خنده خلاصه داخل شدیم . صف رفت جلو.... تا رسید به ما (ایرانی ها) گفتن که صندلی ها پر شدن و جا نیست !!! ما هم هی باهاشون چک و چونه که تو رو به جدد ه ننت بزار بریم تو .... یه مدت الاف شدیم ولی در نهایت رفتیم تو... اتفاقا جامونم خیلی توپ بود !!! وسط های سالن عقب مقب ها زبان همه ایرانی ها جز آزاده و حامد که دیگه اونا خییییییییییییلیییی دیر اومده بودن یه ٢ ردیف جلو تر بودن ما بقی تقریبا تو ١ ردیف بودیم از خود راضی

 

فیلم بدی نبود. خوب بود. یه کم هم مایه های فیلم های ایرانی توش بود. بازی ه گلشیفته که کااااااااااااااااااااااااملا سبک ایرانی داشت. کاملا حس می شد. تازه با اون حجاب مسخره ای که داشت آدم رو بیشتر می برد تو فضای تهران و فیلم های ایرانی و حجاب زن ها در فیلم های ایرانی... لئونالردو دی کاپریو عاشق گلشیفته میشه و می تونم بگم گلشیفته از وسطای فیلم به بعد تقریبا حضور زیادی تو فیلم داشت طوری که تو ‌cast اسم گلشیفته چهارمین اسم بود. من یه فیلم دیگه قبلا با همین مضامین (تقریبا نه کاملا) دیده بودم و جالبیش اینجا بود که این دو تا فیلم ٢ تا بازیگر مشترک داشتن !!!!! کلیت فیلم در مورد وضعیت عملیات های تروریستی تو کشور های مسلمان نشین (اکثرا عراق) و اینکه مسلمان ها واسه مبارزه با آمریکا این طور خودشون رو فدا می کنن تا چه می دونم به بهشت برسن و .... !!! البته فکر نکنید که خیلی از مسلمونا و دین اسلام بد گفتن نه حتی یه جا دیکاپریو به اونا میگه اگه شما قرآن رو قبول دارید پس بهش عمل کنید. قرآن نگفته که آدم های بی گناه رو هم بکشید !!! (دیکاپریو با آمریکایی ها بود . یعنی مسلمون نبود تو فیلم.)

این هم چند تا عکس از بازیگرای فیلم به خصوص گلشیفته فرهانی:

 

این هم از عشق من نیشخند

 

 

این لینک هم ۴٧ تا عکس ه که تو سایت Imdb گذاشتن.(Recommended)

این لینک هم هست.

داش علی


کلمات کلیدی: