میم مثل ماه
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٢  

به نام خدا

....

دلتنگی عمیق و خالصانه مادرم رو هر بار که باهم چت تصویری می کنیم از پشت ۴ ضلعی مانیتور می بینم. حس می کنم. هر بار که برای لحضاتی ولو کوتاه در ظاهر، زل می زنه تو مانیتور و بی آنکه حرفی رد و بدل بشه صدای ضربان قلب کوچیک اش رو می شنوم. و هر از چند گاهی تنها حرفی که رد و بدل میشه اینکه می گه : "اگه کار داری برو ..." و من میگم نه کاری ندارم (عزیزم).

داشتم Youtube گردی می کردم رسیدم به یه کلیپ از فیلم و آهنگ میم مثل مادر .... (Nothing to say ..... ناراحت)

کاش انقدر دستام دراز و بلند بودن تا از همین جا می تونستم محکم بغل اش کنم .... بغلمحکم تو دستام می فشردمش .... لبخند

 

پ.ن: آموزش طی الارض جلسه ای چند!؟ سوال

 

داش علی


کلمات کلیدی: