درک از عشق ...
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٢  

به نام خدا

خوب خیلی از عشق ها هستن که من مفهومشون رو درک نمی کنم یا به درستی نمی فهمم و هضم شون نمی تونم کنم !‌ یه نمونه اش شدت عشق و علاقه ی طرفداران فوتبال به تیم مورد علاقه شون !! اینکه این عشق و علاقه واقعا باید تا چه حد باشه که طرف جون اش رو می ذاره کف دست اش و بعد از بازی کشت و کشتار می کنن !!! از این صحنه ها کم ندیدیم ... بعد از بازی های انگلیس و ایتالیا و اسپانیا. حالا میگیم اونا تیماشون قوی ان. این طرفدارای تیم های ایرانی آخه دیگه چرا ؟!؟!!؟ واقعا چرا ؟!؟!؟!؟ اصلا نمی فهمم !!!!!

حالا من اصلا هدف از حرف ام این چیز ها نیست می خواستم مثالی آورده باشم که بگم خوب هستند عشق هایی توی این کره خاکی که تا خودمون درگیرش نشیم نمی تونیم درست درک اش کنیم ! یه مثال دیگه شدت عشق مادر به فرزندش ه . تا مادر نشیم نمی فهمیمم .... و از این نوع مثال ها زیاده.

ولی حرف اصلی من اینه. برگردیم به همون مثال فوتبال. مثلا من دوستی رو می بینم که آشفته است. غمگین ه. گاها عصبانی و پرخاشگر ه. تو خودش ه. حرف حرف ه خودش ه. نگران و ناراحت ه. با هیچ کس حرف نمی زنه.... هیچ کس. خلاصه سرت رو درد نیارم شارژ نیست. (و من می دونم که درد اش از چیه . مثلا از باخت تیم مورد علاقه اش ه. از بوجود اومدن یه شرایط بحرانی برای تیم محبوب اش ه و یا این جور مسائل). درسته که من میزان ،  نوع و شدت عشق دوستم به تیم محبوب اش رو نمی فهمم ولی می تونم بپرسم که چرا دپرسی ؟!؟! حالا مشکل چی هست ؟!؟!؟ می تونه بگه مثلا چون تیممون از دست اول رفت دسته دو !‌ چه می دونم تیممون امروز فجیح باخت. چه می دونم تیممون رو جریمه کردن و یا ۱۰۰۰ دلیل احتمالی ه دیگه.

درست ه که من عاشق تیم فوتبالی نبودم !! ولی کلا تو زندگیم عاشق که بودم. می فهمم که عشق چه دردی داره....!!!!

چرا من نمی تونم به دلیل اینکه درک درستی از شدت و نوع عشق دوستم به تیم مورد علاقه اش ندارم، ازش نپرسم واسه چی دپرسی ؟!؟!؟ چرا وقتی ازش می پرسم واسه چی ناراحتی ، از چی داری رنج می کشی ؟،‌ باید جواب بشنوم : ‌نه تو نمی فهمی ! تو خودت گفتی اصلا نمی فهمم !!! چون تو هیچی نمی فهمی پس من هم نمی گم !!!

چی بگم واللا. نظر شما چیه ؟!

داش علی


کلمات کلیدی: