ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٢  

به نام خدا

امروز بالاخره  بعد از مدت ها صدای بارش برف رو شنیدم  لامسب عجب آرامشی داره.نه ؟!؟

اونم صبح ه کله سحر .... پرده اتاقم رو زدم کنار و تو همون رخت خواب و کنار شوفاژ و زیر پتو بارش برف رو می دیدم و سرماش رو حس می کردم  

خدا رو شکر یه کم فراق خاطر پیدا کردم. ذهنم از یه سری درگیری ها فعلا آزاده. توکل بر خداست. ایشاللا تا آخر هم هممین طور بمونه.

 

پ.ن: صبح که از خونه اومدم بیرون تازه سرمای واقعی بیرون رو حس کردم  

داش علی


کلمات کلیدی: