ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۳٠  

به نام خدا

هرگز نخواستم که تور رو با کسی قسمت بکنم

یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم

....

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

....

ترسم اینه که رو تن ات جای نگاهم بمونه

یا روی تیشه ی چشات غبار آهم بمونه

....

حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست

پیش تو آینه چشام حقیر لایق تو نیست.........

پ.ن:

من اناری می کنم دانه : به خود می گویم کاشکی این مردم

دانه های دلشان پیدا بود. (سهراب سپهری)

یلدا مبارک

داش علی


کلمات کلیدی: