دلشوره
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٧/٩  

به نام او که هميشه هست

وای خدايا...دلم داره مثل سير و سرکه می جوشه...به قول
خودش قلبم اومده کف پام...چرا نيومد؟ آخه چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟ قرار بود
ساعت۱۱:۳۰ بياد...تو وبلاگ هم که چيزی ننوشته....آفلاين هم که نذاشته...ميل هم که نزده
...تلفن هم که نزده...اه آخه تا ۳ هم که بيشتر کلاس نداشت...نکنه اصلا دانشگاه نيومده...
آهان...اميد بيا تو يه زنگ به خونشون بزن ببين اومده ؟ آره خواهرش گوشی رو برداشت
گفت که اومده...پس يعني چی شده؟ .........آقا اين کتاب ديناميک قيمتش چقدره؟
وای خدايا شکرت...ديگه داشتم داغ می کردم...آخه آدم خونسرديش هم حدی داره

غزال



کلمات کلیدی: