اندر خم یک کوچه ...
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۸  

به نام خدا

             

این روز ها هر جا که پا می گذاریم و هر وبلاگی که باز می کنیم صحبت از این است که ماه رمضان ماه خدا بر ما مبارک باشد. در این میان عده زیادی می گویند که چه فایده 30 روز روزه گرفتن و بعد از آن سرود ه روز از نو روزی از نو خواندن ؟ و یا اینکه چرا بعد از این همه سال روزه گیری و قرآن به سر گرفتن  و شب های احیا را صبح کردن هنوز آدم نشدیم . 30 روز چشم را درویش کردن همانا و دوباره آن رویه را در پیش گرفتن همان !

این عده مشکل شان آن 325 روز دیگر خداست و ما اندر خم همین 30  روز همچنان مانده ایم . این عده در آن 325 روز فقط دروغ می گویند فکر بد می کنند ذهن منفی دارند بد دیگران را می خواهند همه چیز و همه کس را برای خود می خواهند و در این 30 روز مطهر خواهند ماند ولی من ...

به خودم میگم گور بابای اون 325 روز دیگه . تو تو همین 3 روز آدم باش بقیه اش پیشکش ات .اصلا سعی کن این 30 روز رو دندون رو اون جیگر لامسب ات بذاری بعد از اون اصلا 180 درجه بر عکس رفتار کن !!!

مشکل اینجاست همین 30 روز هم نمی تونیم آدم باشیم ! 30 روز دروغ نگم . 30 روز 2رو و 2 رنگ نباشم  30 روز خودخواه و مغرور نباشم  30 روز طرز حرف زدنم مثل بچه های آدم باشه ! 30 روز چشم ام درویش باشه . چشم دلم درویش باشه . فکر بد و از خودم دور کنم ... یعنی میشه ؟

 

داش علی


کلمات کلیدی: