اول فكر كن بعدآ نطق كن!!!!
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٧/٦  

بعضي موقع ها بعضي حرف ها و حديث ها واقعآ بد جوري مخ و روح آدمُ مثه موريانه مي خورن و
هر كاري مي كني كه اين بار بزرگ و رو دوش ديگري بذاري و اين درد بزرگ و با يكي در مي يون
بذاري نمي شه يا آدمش پيدا نمي شه!!
تازه بعد شم كه يكي پيدا مي شه به حرف هاي هيچ و پوچت گوش كنه …
هي اين دست و اون دست مي كني … هي بالا و پايين ميري هي ميزني جاده خاكي
هي حاشيه ميري هي…هي مِن و مِن مي كني جنگ اعصاب پيدا مي كني …
روت نمي شه حرف بزني تازه اونم حرفي كه مي دوني دروغه و هيچ صحتي نداره!!
قلب ات مي خواد از جاش كنده شه!!پاهات شل مي شه نفس ات بند مي ياد
حواست پرت مي شه …
و بالا خره با هر جون كندني كه شده حرف اتُ مي زني و خيال همه رو راحت مي كني
بعد كه نطق ات تمووم ميشه و فكر مي كني مي بيني چه غلطي كردي كه گفتي...
سخت پشيموون مي شي كه چرا ديگه قلب و روح ديگران رو زخم و زيلي كردي!!!
انقدر غصه ات مي گيره كه كه ميگي كاشكي نگفته بودم!!!
كه اگه نگفته بودم روح ام و اعصابم راحت تر بود.
باز خدا رو شــــــــــــــكر...
كه سنگ صبور ما صبر اش بيشتر از اين حرف است كه
بخواد با اين بچه بازي ها تمووم شه!!!!

ان الله مع الصابرين


کلمات کلیدی: