بگير آسوده بخواب بي درد و غصه...
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٧/۱  

و اينك پيشاني هاي مه گون اش را آرام در بستر خاك نهاد و ما دستان آه و اندوه مان را بر
پيشاني پشيماني
اقا مازيار ما همه,هم به شما و هم به خانواده عزيزش تسليت ميگيم اين غم بزرگ را كه هنوز باورمان نمي شود ...
و نمي توانيم باور كنيم نبودش را … اي كاش بود… (حتمآ متن روز24 شهريور را بخونين بي ارتباط نيست.)
متن ۲۴ شهريور از اين متن زير مهم تره البته خوب هر دو رو بخونين....
(لطفآ قبل از ادامه دادن يه فاتحه نثار روح پاك ان عزيز كنيد.)

خوشي هاي زندگي چه زود گذرند ولي بياد ماندني و سختي هاي روزگار چه درد آورولي از ياد رفتني.
شايد اين به خاطر است كه ما دوست نداريم يادي از بدي ها كنيم ودلمون مي خواد از خوبي هامون بگيم.
ولي ...
هرگاه خوشي هاي زندگي را نگاهي مي كنيم ...
آه و افسوس سردو غم آلودي به همراه دارد كه چه دوران شادي داشتيم و الان هيچ!!!
و هر گاه ياد سختي ها به سراغ مان مي آيند شاد مي شويم!!!
كه چه خوب شد آن سختي ها را پشت ه سر گذاشتيم
حال تصور كنيد كه آن مشكل را با موفقيت پشت سر گذاشته باشيم!!!!.
(عجب پارادوكسي شد؟؟؟!!!)

کلمات کلیدی: