ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۸  

                                                  به نام خدا

 

لطفا قسمت آخر که توش یه سوال پرسیدم ( با این عبارت شروع میشه : جواد تو یکی از نظرات اش گفته  ) بخونید و جواب بدید اگه حال کردید ....

 

سلام جواد جان و سلام به مابقی دوستان چه آنان که در بحث افتخار دادن به ما و شرکت کردند و چه آنهایی که فقط افتخار دادن و به وبلاگ من سر زدن ...

 

واللا بعد از این همه صحبت که البته خیلی هم نبود یکی پا نشد بگه بابا خوب حالا نظر خودت چیه ؟ ....

اصلا چی شد که این پست رو نوشتی یا اصلا حالا چرا با زبان مقایسه اش کردی ؟!

واللا اولا می دونم این تیپ بحث ها شاید بهتر باشه دور ه همی و حضوری باشه من همیشه عاشق این تیپ حرف ها هستم البته هرگز ادعایی نداشته ام و کاملا حرف ها و نظراتی که می گم تجربه ی خودم بوده و متاسفانه و یا خوشبختانه تو این تیپ صحبت ها زیاد کتاب نخوندم و شده گاها دچار پارادوکس های خفن هم شدم ! ولی سعی کردم با تجربیات خودم و دیگران و تمام اون چیزایی که در قدیم و حال دیدم اعتقاداتم رو محکم تر کنم و هر جایی که لازم دیدم با 4 نفر آدم عالم و عاقل ! بشینم حرف بزنم و یا 4 تا کتاب بخونم.  ( از زندگی نامه ام که بگذریم ... )

ببینید ... همه ما دیگه فکر می کنم تو این قرن بیست و چندمیم ؟ 21 ام ؟ بدونیم چیزی واسه انسان غیر ممکن نیست ؟ از کشتن یه موجود زنده بگیر تا زنده کردن یک مرده ! این وسط اگه چیزی غیر ممکن برسه این باور ماست و این عقل ماست که ظرفیت پذیرش اون رو نداره وگر نه هیچ چیز تو این دنیا غیر ممکن نیست . دیشب بابام بهم تو روزنامه یه آدمی رو نشون داد که می تونست رو هوا وایسته و به قول خوده طرف می تونه نیروی جاذبه رو خنثی کنه !( خبر با عکس بود )  بابام در کمال تعجب داشت این خبر رو به من نشون می داد و هی از من می پرسید چه طوری اینها این کار ها رو می کنن ؟!؟!! من هم در کمال خونسردی گفتم قدرت تفکر شون بالاست ! همین و واقعا دیگه این تیپ کار های ماورا الطبیعه برای من هیچ جذابیتی نداره و واقعا فکر من رو مشغول نمی کنه !

پس همه چیز به اراده و خواست آدم ها بستگی داره ولی مشکل اینجاست که خواست و اراده و علایق و سلیقه های  همه آدم ها یکی نیست ! 1-2 هفته پیش با یکی از دوستای کلاس زبانم در مورد خود نماز داشتیم حرف می زدیم و می گفت یه زمانی نماز می خوند ولی دید تو این نماز خوندنش اش چیزی پیدا نکرده و خوندن و نخوندن اش براش فرقی نداره و از اینکه من تو این سن ( اگه ریا نباشه !)  هنوز نماز می خونم تعجب کرد و گفت واقعا تو  تو این نماز چی دیدی که همچنان داری می خونی ؟!

یه چند تا مورد از فوایدی که نماز برام داشته رو براش نام بردم . مزایای که برای من و به طور شخصی داشته گفتم شاید واسه خیلی های دیگه نداشته باشه ! و نمی دونم چی شد که صحبت به اینجا رسید که خدا رو هر طوری که دوست داری می تونی عبادت کنی و .... این سوال به ذهنم اومد و ازش پرسیدم تو قبول داری اگه ما بخوایم می تونیم تو خونه خودمون زبان بخونیم مخصوصآ ما هایی که چند ترمی هست اومدیم زبان و چند و چون کار و متد ها و روش های مختلف یادگیری رو بلدیم ؟!

با یه پوز خند همیشگی اش گفت می تونیم ولی نمی کنیم !! نمیشه !!

به نظر من آره ، هیچ اشکالی نداره همه ما می تونیم خدا رو هر جور که خواستیم عبادت کنیم !!!! ولی من تو زندگی ام دیدم که هیچ ضمانتی نیست ! هیچ تعهدی نیست ! و همه روز دوم همه چیز رو فراموش می کنیم .البته می دونین مشکل اصلی اینجاست که خیلی ها معتقدن اصلا چرا عبادت ؟! یعنی مشکل قبل تر از این حرف هاست ! میگن خدا هست. مارو آفریده همه کاره اونه ( که خوب باز یه عده به این معتقد نیست که همه کاره اونه .... البته این به این معنی نیست که من به این حرف معتقد هستم یا نه ؟! که خوب این خودش یه بحث مفصل دیگه است )  ولی خوب خدا زندگی ه خوش رو میکنه ما هم زندگی خودمون رو مثل 1000 تا عاشق و معشوق دیگه همدیگر رو دوست دارن ولی لزومی نداره واسه هم نماز بخونن !!!!

والا من اگه بخوام همین طوری حرف بزنم یه پست 600 صفحه ای میشه که خودم هم نفرت دارم از این پست های طولانی . تا همین جاش هم زیاد شده . بنا براین ترجیح می دم صحبت ام رو با یه سوال اساسی تره دیگه تموم کنم و تو پست های بعدی و در قسمت نظرخوای ادامه بدم :

 

 

جواد تو یکی از نظرات اش گفته : علم بر دو قسم است. يک وجه آن در عالم غيب است و يک وجه آن در عالم شهادت . نظرتون در این مورد چیه ؟ یعنی می خوام بدونم نظرتون چیه در مورد اینکه ، آیا شما به یکسری نیرو های غیر مادی معتقدین یا نه ؟ ( لطفا برای روشنفکر بازی همه نگین بله ما معتقدیم خوب معلوم خدایی هست و این چیز ها ، هر چی تو ذهنتون هست بگید اگه مثلا معتقد به این نیستید که مثلا ( کاملا فرض) نماز خوندن و عبادت خدا باعث پیشرفت تو زندگی تون نمی شه بگید نمیشه ! )

ولی آیا تا حالا برای شما اتفاقاتی نیفتاده که واقعا تو مختون نگنجه ؟!!؟!؟ یا واقعا از حکمت اش سر در نیاوردین !؟!؟! یا فکر کنید یه علت غیر فیزیکی در قالب یک دست فیزیکی برای شما کاری کرده ، یا کمک رسونده یا شما رو تو زندگی تون به یه جایی رسونده ؟

 

                                             داش علی


کلمات کلیدی: