۴ کلام حرف حساب .....
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٦  

                                                  به نام خدا

 

واللا دیشب داشتیم مثلا درس می خوندیم  خیر سرمون ! که صدای

تلوزیون بلند بود و اذیت می کرد  رفتم کم اش کنم الهی قمشه ای داشت

صحبت می کرد ! عجب آدمیزادی ه این بشر!  حرفاش آدم رو مثله آهن ربا

یا بهتر بگم مثل میخ می کوبونه تو زمین !!! داشت از داستان حضرت یوسف

می گفت فکر می کنم این بار n  ای بود که داشتم در مورد داستان حضرت

یوسف از زبون اون می شنیدم ولی باور کنین 1 حرف تکراری ازش

نشنیدم !! حالا این آخوندا خدا بگم !!!!   1 بار میرن بالا منبر  n  تا حرف

تکراری می زنن !!!!   بگذریم.

 

وسط های صحبت اش داشت می گفت که قرآن همه چیز رو مختصر و مفید

گفته نه چیزی کم گفته و نه چیزی اضافه . مثلا می گفت فیلم ساز ها باید

قرآن رو الگوی خودشون قرار بدن !!! نه اینکه برای افزایش زمان فیلم شون و

به تبع افزایش سود حاصل از فیلم هیییییییییییی فیلم رو کش بدن !!!  مثلا

می گفت طرف نشون میده یه آدم از سر کوچه داره با کلی بار و میوه میاد

به سمت خونش خون ه اش هم ته کوچه است. بعد نشون میده تک تک ه

پله ها رو که طرف داره ازشون بالا میره ! بعد میرسه خونه و میوه ها رو تک

تک میذاره تو یخچال !!!!   گفت محتوای فیلمتون رو بالا ببرید خلاصه....

گفت ولی 1 جا فقط تو قرآن هست که لغات زیاد تکرار می شن و همش

حرف تو حرف میشه و جملات بلند و با توصیفات بسیار (بر عکس جاهای

دیگه اش ) و اون هم زمانی ه که طرف داره با معشوق اش صحبت می کنه

و بعد مثال زد اونجا که خدا از موسی پرسید اون چیه تو دست ات و موسی

در جواب فقط نگفت عصا ! گفت تو دستم عصا است عصای که فلان ه فلان

ه فلان ه و کامل توصیف میکنه و در اخر میگه که این عصا فواید دیگه ای هم

داره.  یعنی حرف هاش رو طوری تموم کرد که معشوق اش ازش بپرسه

که خوب فواید اش چیه بگو ببینم ؟ و اون باز حرف بزنه . می گفت تنها جایی

که مجازیم زیاد حرف بزنیم وقتی ه که  با معشوق مون داریم حرف می

زنیم .  می گفت طوری حرف بزنید که معشوق تون حرف تون رو ادامه بده

و این حرف زدن تون سریع قطع نشه.....  وای پسر این حرف ها رو که

داشتم می شنیدم مو به تنم سیخ می شد .... چی بگم واللا !!!

 

                                                     داش علی


کلمات کلیدی: