ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٢  

به نام خدا

داستان زير رو بخونيد و در مورد سوال های آخرش يه فکری کنيد :

۳ تا پسر بدون اجازه پدرهاشون  ميرن به يه مهمونی شبانه (‌از همونايی که مشروب و سيگاری و شيشه و X , ... به راحتی توش پيدا ميشه ) و تو مهمونی پسر ها تا می تونن می خورن و می کشن و به قول بچه ها گفتنی X رو می ترکونن ... مهمونی خوبی به نظر ميرسه . همه می گن ومی خندن و خيلی خوش ميگذره و کسی اعتراضی نداره ! ديگه آخر شب ه و بايد برن خونه هاشون.( نخود نخود هر که رود خانه خود) ولی کسی دوست نداره از اين مهمونی دل بکنه و همه به ناچار بايد خونه دوستشون رو ترک کنن . اون ۳ تا پسر سوار مزدا ۳۲۳ يکی از دوستاشون ميشن و به سمت خونه هاشون حرکت می کنن. همه خوش و خرم و مست اند و حاليشون نيست که کی داره چی ميگه يا چه کار ميکنه فقط عشق و حال الان براشون مهمه . رانندگی با سرعت بالا چه حالی ميده. X رو هم که ترکوندی و سرعت ها زياد واست قابل تشخيص نيستن. تو مسير از اتوبان بايد رد ميشدن. نصفه شب بود و اتوبان تا حدودی خلوت ... راننده که حال خراب تری نسبت به ۲ تای ديگه داشت گاز لامسب ماشين رو گرفته بود ... ۱۰۰-۱۲۰-۱۶۰-۱۸۰-۲۰۰-... هنوز سرعت کمه بايد بيشتر شه !‌.... صدای موزيک ماشين خواب واسه فرشته ها نذاشته بود سرعت بسيار بالا بود و کوچکترين اشتباه زندگی هر ۳ تا رو تباه می کرد. راننده که به کل محو آهنگ و سرعت و عشق و حالاش بود ناگهان فرمون از دستا اش در ميره و ماشين منحرف ميشه و به گارد ريل ها می خوره و ۲-۳ تا ملق زدن و .... ۲ تا از اون پسر ها درجا ميميرن. و يکی شون بی هوش ميشه و فردا شب که به هوش مياد از ترس ديشب نميدونه چی به پدر مادر خود اش و دوستاش بگه ! پدر و مادر پسره که خيلی از دست پسرشون شاکی بودن تهديد آميز از اونمی پرسن چی شد . شما ديشب بدون اجازه کجا بودين و از همه مهم تر اين که علت تصادف چی بود ؟

پسر هم که اصلا نمی خواست پدر و مادر اش از اون مهمونی خبر پيدا کنن در جواب والدين خود اش و دوستاش ميگه : ما ديشب دلمون گرفته بود و گفتيم با ماشين بريم بيرون چرخی بزنيم داشتيم تو اتوبان راننگی ميکريم که يه دفعه ديدم حال رضا (‌راننده )‌ بد شد و من که عقب ماشين نشسته بودم سريع پريدم و فرمون رو از دست اش گرفتم و خواستم ماشين رو کنترل کنم که يک دفعه ..... ( پايان)

حالا يه چند تا سوال واسه من اينجا پيش مياد ...

آيا علت اصلی تصادف خراب شدن حال راننده بود ؟ آيا مگه حال هر سه نفر به خاطر استفاده از مشروب و ... ( بعد از مهمونی) خراب نبود ؟ مگه هر ۳ تاشون هوشيار بودن ؟ 

 آيا پدر و مادر پسره از پسرشون پرسيدن که چه طوری زدين به گارد ريل ؟!؟!؟!؟!؟!؟!   يا اونا علت واقعی حادثه ( اون مهمونی و اينکه اونا تو ماشين حال درستی نداشتن ) را جويا بودن؟؟ 

آيا اون پدر و مادر می تونن خودشون رو جای بچه شون بذارن و اونا رو خوب درک کنن ؟؟؟!!!! آيا پدر مادرشون حرف هاشون رو باور می کنن ؟!؟!

شما اگه جای اون پسر ه بودن و ازتون می پرسيدن که چی شد که تصادف کردين چه جوابی می دادين ؟!

 

داش علی


کلمات کلیدی: