اي كاش بودي...
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٦/٢٤  
تقديم به ماه پيشوني عزيز و همه دوستدارانش...
اي كاش بودي...
ولي من هنوز نبودت را باور نكرده ام هنوز نگاهم به در دوخته شده تا دوباره گلهاي لبخند زيبايت را ببينم و پرنده هاي شادي و محبت خانه مرا ببينن.
اي كاش بــــــــودي...
درد دوريت آزارم نمي داد . اي كاش بـــــودي تا ديگر دلتنگي معنا نمي يافت .
اي كاش بــــودي... بي كسي و در به دري كوله بارش را بر مي داشت و از شهردلم مي رفت.
اي كاش بــــودي تا پرنده دلشورگي ها را كوچي واجب مي شد!!!
و من با خيالي آسوده به زندگيم لبخند مي زدم
افسوس كه غم و غصه به من لبخند مي زند و ناراحتي به من حسودي اش مي شود!!!
اما حيف نيستي و من با نگاهي نا اميد به آينده چشم دوخته ام به روز ه جداييم از اين دنيا
روزي كه ديگر ناراحتي به من حسودي اش نشود!!!!
اي كاش بودي و زندگي نا بسامانم را مي ديدي كاش بودي و اين دنياي نا مرد را مي ديدي كه چگونه مرا به بازي گرفته و اراده ام را سلب كرده!!!
اي كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش بـــــــــــــــــــــــــــــــــــودي ...



کلمات کلیدی: