شريف ۲
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٢  

                                                     به نام خدا

 

در ادامه بحث پست قبلی شریف :

آره خلاصه کلی این در و اون در زدیم … کدوم دانشگاه کدوم گرایش دو دلی ها زیاد می شدن …. از محیط زیست خیلی تعریف می کردن . به هر کی سر می زدی اول می گفت برو یه گرایش نو مثل محیط زیست . حمل و نقل و ترابری یا مدیریت ساخت یا …. بگذریم بعد از کلی این در و اون در زدن تصمیم خودم رو گرفتم . محیط زیست. ولی کجا !!!! شریف !!! نه ! سخت ه . خوشم نمیاد ! دوستای لیسانسم چی ؟ ازشون دور میشم. وای خاطراتم ! دق مرگ می شم اگه یه روز امیر کبیر رو نبینم. بوفه اش .جلوی عمران جدید. فوتبالایی که می زدیم ! وایییییییییی اردو ها رو که نگو… بازم این در و اون در زدم .از این و اون پرسیدم . بعضی ها نظرات سلیقه ای می دادند بعضی ها اصولی جواب می دادن. بعضی ها از اسم شریف خوششون مییومد. بعضی ها هم دنبال پز دادن اش بودن ! اونایی که اصولی جواب می دادن اولش می پرسیدن می خوای بری یا بمونی ؟!؟!!؟ واللا چی می گفتم ؟!!!؟ اون طور مصمم نبودم که برم واسه همین می گفتم دقیق نمی دونم و لی خوووووووب بدم هم نمیاد. مهدی میری این وسط گفت من هم اولش مثه تو بودم نمی خواستم برم یعنی اصلا تو برنامه ام نبود. ولی حالا بدم نمیاد ! (انگار من یه پله باز جلو تر از مهدی بودم ) گفت سعی کن همه پل های پشت سرت رو خراب نکنی. حالا برو شریف که اگه روزی به کله ات زد بری پشیمون نباشی مثل من ! مشکل اینجا بود شریف قبول شدن هم 100% نبود .بعضی ها می گفتن قبولی بعضی ها می گفتن دعا کن بشی بعضی ها هم تو چشام نگاه می کردن و می گفتن بعید می دونم ! بابک شافعی می گفت میشی…. انشالله . این انشالله و که میشنوم به جای اینکه امید وار بشم بد تر میشم ! همیشه فکر میکنم تا یکی میگه انشالله یعنی همچین معلوم نیست ! همش فکر میکنم یعنی نه ! بگذریم. بالاخره اول زدم محیط شریف بعد محیط امیر کبیر بعد دیگه چون می دونستم دیگه 200% محیط پلی تکنیک قبولم بقیه رو همین طور زدم .باز هم البته بر اساس علاقه به گرایش و دانشگاه ! امسال عمران شریف همه آ.ت.ت بود ( آزمون تحصیلات تکمیلی) به خیلی ها حال داد. یکی رتبه اش فکر کنم 40 بود و سازه شریف قبول نشد به طوری که سال های قبل قبول میشد و یکی که رتبه اش 70 بود و حتی تو خواب هم نمیدید که سازه قبول شه ، شد ! اولی معدل اش 12 بود و دومی فکر کنم 16 !!! الحمد الله همه آزادی ها (دانشگاه آزادی ها) رو هم خلاص کردن. خوشحالم که آ.ت.ت گذاشته بودن اولش فکر می کردیم چه چیز مزخرفی ه ! خیلی بی برنامه و نا مشخص بود ولی در کل واسه همه خوب شد. شنیدم بر عکس امیرکبیر شریفی ها با امیرکبیر حال می کنن و بر عکس با تهرنی ها زیاد نه ! یه خاطره از بابک تعریف کنم و ادامه صحبت رو به پست های بعدی مولکول (نه موکول !) می کنم ! : اون اوایل که داشتیم پرسوجو می کردیم بابک می گفت : من از روزی که برگه فارق التحصیلی رو از امیر کبیر گرفتم دیگه پام رو اونجا نذاشتم ! و نخواهم گذاشت ! (ترک وطن کرد فکر کنم !) می گفت اعصاب مون رو خورد کرده بود دیگه این امیرکبیر. ( این رو البته همه امیر کبیری ها می نالن از هر رشته و سال ورودی ، فکر کنم سیاست دانشگاه اینه که نذارن آب خوش از گلوی کسی پایین بره ! همش استرس همش فکر نمره و پاسی و کوفت و زهر مار ! ) بگذریم . اما خاطره : گفت جلسات اول روشهای عددی بود و باید یه سری تمرین تحویل می دادیم . گفت من هم طبق عادت امیر کبیر البته 100 چندان بهتر ، تمرین ها رو رو یه کاغذ تمیز و خوش خط نوشتیم و فرداش رفتیم سر کلاس .اقا چشمتون روز بد نبینه . همین که استاد گفت خوب تمرین ها رو بدین آقا دیدیم همه یکی 10-20 برگ منگنه شده آچار در آوردن حل رو تایپ شده به همراه یکسری سرچ تو گوگل در زمینه ی بحث جلسه گذشته !!!!!!!!!! تحویل استاد دادن ! بابک گفت من که بی خیال شدم به استاد گفتم من هفته بعد تحویل می دم!

تو پست بعدی سعی می کنم از علل انتخاب میحط زیست شریف صحبت می کنم . قبل از قبول شدن. و کمی هم از تفاوت های اون با محیط اميرکبير و اگه بشه کمی هم از همون چیزی که گفتم بازم شانس آوردم که اینجا قبول شدم !!!!

 

                                                   داش علی


کلمات کلیدی: