شريف ۱
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۳  

                                                     به نام خدا

 

خیلی وقته که می خوام در مورد شریف و مزایا و معایب اش صحبت کنم یعنی فکر کنم از مهر ماه می خوام این کار رو کنم ولی باور کنید نمی رسیدم . نشد ! شاید یکی از دلایل کوچیک اش این باشه که چون مزایاش زیاد بود و حجم متن زیاد می شد حوصله ام نمی گرفت ، ولی الان تصمیم گرفتم ابتدا پیش خودم یه لیست از معایب و مزایاش رو بگم و اون رو با امیر کبیر که خودم به عینه هر دوشون رو دیدم و حس کردم صحبت کنم ! و تو هر پست به 1-2 ویا 3 تا از اونا بپردازم و تو 2-3 تا پست تموم اش کنم بره. الان هم دیگه نزدیک کنکور ارشد ه و از همین جا واسه همه دوستای دبیرستانیم و امیر کبیریم دعا می کنم و آرزوی موفقیت براشون می کنم.انشا الله نتایج زحماتشون رو به خوبی ببینند و زیاد از تقلب در کنکور ننالن چون آش کشک خاله ات بخوری پاته نخوری هم پاته ! فقط رو هدفتون زوم کنین و کله خرابانه حمله ور شید.

 

اولش یه کم از خودم میگم. تو لیسانس یعنی کنکور لیسانس زیاد از شریف خوشم نمیومد. و بیشتر راغب بودم دانشگاه تهران یا امیر کبیر قبول شم و نمی دونم می دونین یا نه ، اون موقع ها عشق مکانیک داشت خفه ام میکرد. ولی نمی دونم چرا و به هر دلیل و هر تقدیر که الان خیلی راضی ام مکانیک قبول نشدم و در کمال نا باوری ه خودم !!! عمران امیر کبیر قبول شدم !!!! اصلا باور کنید روزی که فهمیدم اونجا قبول شدم داشتم شاخ در می آوردم چون اصلا نمی دونستم این رشته و دانشگاه رو کجای لیست انخاب رشته گذاشته بودم ! بعد از مراجعه به چک نویس لیستم دیدم انتخاب 17 ام بوده و بعد از اون مکانیک سیالات علم و صنعت زده بودم !!!( که 100% اونجا قبول میشدم !!!!!!!!! )  باور کنید اصلا در مخیله ام نمی گنجه که چی شد که این طوری شد. بازم میگم فقط خدا خواست که من زندگی ام این طور رقم بخوره و حالا مثله سگ راضی ام گه یک عمرانی هستم و بهش افتخار می کنم . شاید یه جورایی خدا برام انتخاب رشته کرده بود ! دست اش درد نکنه. از بحث دور نشیم ... (برق شریف آخرین انتخاب ام بود که هم زده باشم و هم قبول نشم خدای نکرده !!!! منتفرم از برق ! ) خلاصه تو لیسانس کاملا از شریف متنفر بودم و متاسفانه جو دانشگاه امیر کبیر و اساتید اش طوری بود که با شریف حال نمی کردن و همش ازش بد می گفتن و از بی امکاناتی و بی مهارتی اساتید اش( اساتید عمران اش )  سخن می گفتن ! بگذریم. تا اینکه 4 سال ه لیسانس تموم شد و ما کنکور (ارشد)  دادیم و نتایج اومد و تحقیقات من در زمینه دانشگاه ها و گرایش های مختلف شروع شد ... که در این زمینه در مورد دانشگاه شریف از بابک شافعی که الان  محیط زیست شریف داره می خونه (83 ه ) کمک زیاد گرفتم و اطلاعات خوبی در اختیار ما گذاشت. بابک از بچه های 79 ه امیرکبیر بود و چون هم اون رو می شناختیم و هم اون هر 2 تا دانشگاه رو دیده بود می تونستیم به حرف هاش خوب گوش بدیم و به نسبت بیشتر و راحت تر قبول کنیم. اون که خیلی از شریف تعریف می کرد و هر چی فحش بلد بود بار ه امیر کبیر می کرد و ما هم که اون موقع ها ( زمان تحقیق در مورد دانشگاه ها و گرایش ها ) هنوز خودمون رو امیرکبیری می دونستیم ( الان هم همچنان می دونم) ناراحت می شدیم از حرف هاش ، ولی خوب باز هم می شنیدیم... بگذریم. پس از کلی این ور و اون ور زدن بالاخره اول زدم محیط زیست شریف و بعد محیط زیست امیر کبیر و بالاخره محیط زیست شریف قبول شدم. (تا اینجای بحث رو داشته باشین بقیه بحث که در واقع تازه می خوام از تفاوت های این دو دانشگاه بگم ، باشه واسه پست های بعدی ... اینکه باز تو زندگی ام چه شانسی آوردم که محیط زیست امیر کبیر قبول نشدم و چیزایی که بابک به ما گفته و ما تا به امروز همه اونها رو به چشم خودمون دیدم و .... )

 

 

 

داش علی


کلمات کلیدی: