همه جا گذر خـــداست ولي كو رهگذر خوب ؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٦/۱٦  
همه جا گذر خـــداست ولي كو رهگذر خوب ؟ كجاست آن رهگذر لايق اين راه؟؟
همه جا جاي خداست راه خداست پاي خداست ولي كو مسافر خوب؟
كو توشه ي خوب؟ كو قاضي صالح و عادل؟!!!
مرا هراسي بيهوده است كه مسافر خانه اي نباشد در اين راه بلند ؟!!
همسفري نباشد هم زباني نباشد؟!؟ رهبرو راهبري نباشد ؟ آبي نباشد؟!!
از مقصد مرا هراسي بود از حرف مردم مرا ترسي بود واي كه چقدر سست ايمانم واي كه چقدر بي خيالم!!!
ولي با تمامي اين حروف من ام آن رهگذر ولي ندانم لياقتم را؟
يعني من آن رهگذر بودم … طاقتم كم بود و راهش دشوار ولي سفري بياد ماندني و نيكو… سفري پر از خاطره هاي شيرين و قشنگ اي كاش مرا دوربيني بود در اين راه, تا كه مي ماند آن خوشي هاي رفتني تا كه عكس هايم را تو هم مي ديدي!!!
سفري كوتاه كه شروع اش آسان ولي مسيرش دشوار و ادامه راه سخت … شهر بس بزرگي در ذهنم ساخته ام بي آنكه آن را بينم از سفر باز كشيدم و به شهر كوچكم باز گشتم…
چه سفر كم خرجي ست اين سفر آشنا براي آشنايي؟!! چه سفر ساده اي؟
واي بر من كه من بودم آن رفيق نيمه راه براي همسفرم !!! كه شايد تا كنون او شهر رويائي مرا ديده باشد و من…!!!
چه سفري بود سفري كه هر لحظه اش هر جايش برايم پاياني بود
مقصدي بود چه فايده كه همه اينها سرابي از مقصدند و من خود را
با اين سراب هاي واهي سيراب مي كردم !!! واي بر من واي…
خدا قسمت كند دو باره به آن شهر سفري داشته باشم… انشآ الله …
روزهاي آتي زندگي ام را نگاهي داشته باش تا كه از سفرم با تو دردو دل ي داشت باشم وخاطرات و خطرات راه را برايت باز گو كنم و تو باش برايم راهنما.


نظر بده (please!!!)




کلمات کلیدی: