مديونم ... مديون !‌
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٢  

به نام خدا

يه چند روزی ه سرم شلوغ شده و تا ۳ شنبه شلوغ تر هم خواهد شد !.... ۱۰۰ تا پروژه و تمرين و امتحان و !!!!!‌۱۰۰ تا گرفتاری روزمره ديگه !!!‌که اينها تنها گوشه ای از مشکلات فيزيکی من تو اين ۲-۳ روزه آينده است !!!!‌

ولی از اينکه عضو کمپانی بزرگ و موفقی مثل کوئست هستم عميقآ افتخار می کنم و کاملا هم راضی هستم و حتی اگه بر فرض محال (‌محال ه محال )‌ همين فردا اين شرکت کارش رو تعطيل کنه هيچ دلنگرانی ندارم و هرگز پشيمون نخواهم بود . بار ها گفتم چيز هايی تو اين کار ياد گرفتم که تو اين سن ۲۲ سالم نه از پدر مادرم نه از فرهنگم نه از مملکتم و نه حتی !!!‌حتی از دينم ياد نگرفتم و ايمان هم دارم ياد نخواهم گرفت !!!‌  و برای ديگرا از صميم قلب متاسفم !‌  تمام آنهايی که دست رو گوشاشون و چشماشون گذاشتن !!!!‌ چون حتی می ترسن از بدبختی شون بشنون و بدبختی هاشون رو ببينن !!!‌(‌سو تفاهم نشه من منظورم هيچ شخص خاصی نيست . )‌ هميشه اين جمله ام معرفه که اعتقاد دارم آدم ها اگه تو اين کار حتی ۱ دلار هم عايدشون نشه چيز ها ی با ارزش تر از پول گيرشون مياد که از ۱۰۰ تا ۵۰۰ دلار با ارزش تره !!!‌ و به قدری مديون اين کمپانی هستم که .....  و آينده مفتخری از اين کمپانی دارم ميبينم. اون وقت يه عده ميان .... بی خيال ! آدم هميشه خودش بايد ايمان بياره !!!!‌هزاری بهت بگن خدا وجود داره تا خودت وجو اش رو درک نکنی اصلا نمی فهمی چی دارم می گم. بی خيال. !‌ الان فرصت ندارم اين نوشته رو کامل کنم.و اقعا وقت تنگه حتی فرصت نمی کنم غلط تایپی  متن ام رو بگيرم !‌ کاش می تونستم ادامه می دادم . ولی از يه طرف می گم چه فايده !!!!‌بعضی وقت ها حس اونايی که از خارج برگشتن و دل خوشی واسه موندن تو ايران (‌ من وطنم رو دوست دارم ولی مملکت ام رو نه !!!!‌) رو ندارن بهم دست ميده !!!!‌نمی دونم خوشبختانه يا متاسفانه !!!‌

حس بديه !‌بد !‌بد !‌بد ! اعصاب ميزنه !‌

علی


کلمات کلیدی: