درياچه نور
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٤  

خاطرت آيد که آن شب از جنگل ها گذشتيم

بر تن سرد درختان يادگاری نوشتيم

با من اندوه جدايي نمی دانی چه ها کرد

نفرين به دست سرنوشت توراارمن جدا کرد

بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته

بی تو از اين زندگانی قلبم آزرده گشته

بی تو ای دنيای شادی دلم دريای درد است

چون کبوترهای غمگين نگاهم مات و سرد است

ای دلت درياچه ی نور گر دلم را شکستی

خاطراتم را به ياد آر هر جا بی من نشستی

listen here

غزال


کلمات کلیدی: