معصوميت از دست رفته
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٤  

به نام او که هميشه هست

دیروز با مریم و زهرا فیلم سینما پارادیسو رو دیدیم.البته فقط 2 سی دی ش رو.مریم اعصابش خورد شد.به قول خودش کم مونده بود رو کیبورد بالا بیاره.زهرا هم دست کمی از اون نداشت. ولی مریم خیلی بدتر.دلم برا خودم سوخت که هیچیم نشد.یاد فیلم معصومیت از دست رفته افتادم. ارزون فروختی غزال،ارزون فروختی.معصومیتی که دیگه به هیچ قیمتی به دست نمیاد. حالا باید تو این و اون دنبالش بگردی.به اونا آویزون بشی.به یاد اون روزای از دست رفته.نمیگم الآن آدم کثیفی هستم...نه!هنوز نسبت به خیلیا که اطرافم می بینم آدم ترم.معصوم ترم. ولی یه سری چیزایی برام عادی شده که نباید می شد.دوست نداشتم حرمتشون شکسته بشه.دوست داشتم بچه بمونم.ولی نشد.پاک نموندم. روحم آلوده شد.هیچی نیس که بتونه پاک کنه این لکه های لعنتی رو. اگه کسی راهشو بلده ما رو هم بی خبر نذاره که این قدر آویزون این و اون نشیم.

 

يا حق                                  غزال

 


کلمات کلیدی: