پرواز
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٧  

ديروز سوار تاکسی بودم.داشتم مي‌رفتم ونک.با داداشم قرار داشتم که بريم خريد. راديو روشن بود .داشت مي‌گفت: آدم خوبه مث پرنده باشه.پرنده رو شاخه‌ی درخت مي‌شينه و شروع مي‌کنه به آواز خوندن.يه کم که ميگذره حس ميکنه شاخه‌های زير پاش دارن مي‌لرزن.اما اون از جاش تکون نمي‌خوره.آخه مطمئنه که پرواز کردن رو بلده.دلم لرزيد.گفتم آخه چرا ما از يه پرنده هم کمتريم؟!!!  شايد هم واقعاً پرواز کردن بلد نيستيم...خوب اونو که ميشه ياد گرفت...آدم بايد وقتی يه چيزيو مي‌خواد پاش وايسه تا آخر.

يا حق                                               غزال


کلمات کلیدی: