ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٠  

به نام او که هميشه هست

سلام.بعد از يه مدت طولانی غيبت که به دلايل مختلفی اتفاق افتاده بيد،بالاخره دارم مي‌نويسم.عرض شود که ۱۹ واحد اين ترم اون قدر وقت ازم گرفته که ديگه به سايت اومدن نميرسم.نه که بگی درس مي‌خونم ها... نه!!!ولی همش سر کلاسم.بعد هم سايتمون يه دو هفته ای به علت تغيير سرور اينترنت نداشت. ديگه اين که عزاداری امام حسين بود و ما تو خونمون تکيه داشتيم تا روز سيزده محرم.اون هم برا خودش ماجراهايی داره فطير.شب تاسوعا(يکشنبه شب)که اون اتفاق خارق‌العاده افتاد سر سجده‌ی زيارت عاشورا که من هنوز تو کفِشم.هنوز وقتی يادم مياد مو به تنم سيخ ميشه و هنوز درک نکردم که خدا چه منظوری داشت که اين نشانه رو برام فرستاد.شب شام غريبان هم برا خودش شبی بود.رفتيم با داداشم و اون يکی آبجی داداشم طرفای مرزداران.خيلی شلوغ بود.به قول يکی که مي‌گفت:اينجا شام غريبانه يا ولنتاين؟!!!! بعد هم که اومديم خونه(ساعت ۱۱.۵)که هنوز شام نخورده بودن.حالا هميشه ساعت ۱۰ شامشونو خورده بودن،يه آبم روش.دقيقاً همون شب که ما دير کرديم شام هم دير شد.ديگه از اون موقع که کلی بيايم جلوتر پريروز تولد داداش کوچولوی ما بود.ولی طفلکی اين پروژه‌ی تأسيسات پدرشو درآورده.از صميم قلب براش آرزو مي‌کنم حداقل حالا که اين قدر زحمت مي‌کشه نتيجه‌ش رو هم ببينه و يه نمره‌ی خوب بگيره.خلاصه دوشنبه شب من تا ساعت ۶.۵ که سر جلسه‌ی مثنوي‌خوانی بودم.ساعت ۷ با داداشم رفتيم بيرون که روز تولدش خوش باشيم.طفلکی چه خوشی...جنازه بود.خبر بعدی هم اين که ديروز دانشکده عمران مسابقات خرپای ماکارونی برگزار کرده بود که دو تا از پسران اساتيد محترم دانشکده خرپاشون اول شد.حدوداً ۱۷۰۰ امتياز کسب کرد.گروه اول۶۰۰هزار تومن،دوم ۴۵۰ و سوم ۳۰۰ گيرشون اومد.بعد هم توی دانشکده فهميديم که اردوی يک روزه‌ی آخر هفته که قرار بود جمعه به مقصد دشت هويج باشه،افتاده ۵شنبه به مقصد چيتگر.آی حالی ميده دوچرخه سواری... حيف که هر چی به اين داداش کوچولو ميگم بيا تو کتش نميره.شايد هم حق با اون باشه.امروز ديگه به اميد خدا پروژه‌ش تموم ميشه.شنبه هم قراره ۸۰ايهامون جمع بشن با هم بريم تپه‌های عباس‌آباد. ولی من ساعت يک ۱۲ کلاس بلورشناسی دارم.اگه بشه امروز به آموزش بگيم که شنبه رو تعطيل کنه عالی ميشه.من که ميدونم به جز داداشم هيچ کس تا اينجا حرفای صد من يه غاز منو تحمل نميکنه...همه وبلاگ خونا همين طورن.هيچ وقت حوصله نميکنن متنو تا آخرش بخونن.

يا حق                                        غزال


کلمات کلیدی: