عيب نکن،عيب‌دار ميشی
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱۸  
يه زمانی بود که من هميشه به اين خواننده های زن ايراد مي‌گرفتم که دارن برای مردها(اين موجوات خشن) آهنگ مي‌خونند و براشون مي‌ميرن.مي‌گفتم زن حتی اگه هم واقعاْ چنين احساسی نسبت به يه مرد داشته باشه که خيلی بعيده،نبايد اونو بروز بده.کسر شأنه.امّا مث که اونا فقط حرف بود و حرف تا عمل زمين تا آسمون فرق داره.حالا که نوبت خودم رسيده عين چی دارم اين آهنگای خواننده‌های زن رو گوش ميدم و بلغور مي‌کنم.هايده و گوگوش که ديگه خدان.غريب آشنای گوگوش چه حالی ميده...يا مثلاْ نگو نگو نميام هايده يا وقتی ميای صدای پات...تازه علاوه بر اينها قميشی که در همه احوال آدم به آدم حال ميده،اينجا چه حالی ميگيره.
ميرم از شهر تو با يه کوله بار از خاطره،دل من مونده پيشت گرچه باهام مسافره
....توی هر گوشه‌ی اين شهر،دارم از عشق تو يادی،ميسوزونه منو يادت دلی که به من ندادی
لحظه ای با من باش تا از آن لحظه برويم تا گل،که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل...
جاده های بی سوارو،سال گنگ بی بهارو،تو نديدی،به پشيزی نگرفتی دل مارو
همه‌قصه‌هام‌تو‌هستی،لحظه‌لحظه‌هام‌تو‌هستی،تو‌خيالم‌توی‌خوابم،پابه‌پام‌بازم‌تو‌هستي‌
باور ما نمي‌شود،در سر ما نمي‌رود،از گذر سينه‌ی ما يار دگر گذر کند
ديگه چيزی نميگم ، آخه اون چيزی که تو دلمه توی واژه‌ها جا نميشه
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم،عطر گل با نفسم بود وقتی از تو مي‌سرودم

يا حق غزال


کلمات کلیدی: