ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٦  

به نام استاد هستی

اين يه ميل بود که از بعضی جمله هاش خيلی خوشم اومد ... بازم مثل هميشه می گم شايد قبلا خونده باشين ولی خوب ما وظيفه مون رو انجام بايد بديم !!!  از ۴-۵ جمله اولش اصلا خوشم نيومد . چون يکسری حرف های تکرارری با همان زبان تکراری تکرار کرده بود ....ولی بقيه اش شايد نه ...

در گذر از جاده زندگي آموختم :

كه : مي توان در يك لحظه تصميم گرفت و يك عمر رنج كشيد.

كه : مي توان به رفتن ادامه داد خيلي بد از آنكه تصور مي كني ديگر نمي تواني.

كه : مي توان افكار را كنترل كرد و با آنها تو را كنترل مي كنند.

كه : بلوغ به تجربه هاي تو و درسهايي كه از آنها گرفتي مربوط است نه به سالهاي زندگي ات.

كه : قهرمان كسي است كاري را كه لازم است انجام شود بي توجه به عواقب آن

انجام دهد.

كه : گاهي حق داري عصباني باشي اما حق نداري ظالم باشي.

كه : مجبور نيستي دوستت را عوض كني اگر بداني دوستت عوض خواهد شد.

كه : زندگي ات مي تواند در يك لحظه تو سط مردمي كه تو حتي نمي شناسي تغيير كند.

كه : حتي زماني كه تصور مي كني چيزي براي بخشيدن نداري مي تواني به كسي كه كمك مي طلبد ببخشي.

كه : اگر كسي آنگونه كه تو مي خواهي دوستت ندارد به اين معني نيست كه در

عشق او نقصي هست.

كه : با دوست مي توان در سكوت و بدون انجام هيچ كار مشخص بهترين اوقات

را داشت.

كه : كساني را كه بيشتر دوست داري زودتر از دست مي دهي.


کلمات کلیدی: