تقديم به تمام ايرانيان خونگرم...
ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٦  

به نام او که بی هيچ منتی ياری رسان است

آن لحظه كه از نياز انسان دارد نه كم از هواي حيوان

يك دانه ي گندم طلايي از تشت طلا گران بها تر

در حادثه هاي ناگهاني سالم ز مريض مبتلا تر

آسوده مباش كه بي نيازي يك آن دگر پر از نيازي

آنجا كه تو فرعون زماني در تير رس باد خزاني ( مسعود فردمنش )

و

بني آدم اعضاي يك ديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار

تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي

و بار دگر خود را فراموش كردم و دستان سياه خود را بر آسمان بلند مي كنم

و فرياد مي كشم تا دلم آرام گيرد روح ام شاد شود .

كه باز عضوي از اين گوهر بني آدم دل ما را به درد آورد و من چشمان پر از اشك

آن مادر غم خورده و بهت زده را با آستين مهرباني و عشق خود پاك مي كنم و

سر آن كودك يتيم را در دامان گرم افكار خود مي گيرم

و از لباس شادي هايم عروسكي نه آنقدر زيبا ولي دوست داشتني با دستان برادرانه

خود مي سازم و به آن دخترك تنها و بي كس در كنار نخل هاي ماتم زده و

عزادارش كه خود را با اشك هاي غريبانه شان سبز نگه داشته اند

با هزاران بوسه ي گرم و چشماني بسته تقديم مي كنم.

و باز هزاران بار شكر گفتن را با خود زمزمه مي كنم .

و گاه اين حس مرا به فكر فرو مي برد كه انسان (فراموشكار ) گاه خود را گم مي كند

او را گم مي كند و ترا شكر گذارم كه باز مرا به ياد من انداختي و باز به خود باز گشتم

و باز به يادت افتادم و مرا از خواب زمستاني خودخواهي و غرور ام بيدار كردي.

و اين بار نماز رحمت مي خوانم رو به دريا بر سجاده ياري و كمك . بي ريا و ساده

بي آنكه آبي بر تن زنم و خاكي بر صورت .

و خواهم دانست كه او دستان پاك و معصومانه ما را پر خواهد كرد از صبر و اميد

و ما را به فكر وا خواهد داشت.

و اي دوست ‚

وجود خود را سرشار از ترانه هاي سياه شب هاي سرد ولي روشن شهر تو مي دانم

و بر زخم هاي بي مرحم ات دستمال پاك عطوفت مي بندم با آنكه مي دانم از

طبابت هيچ ندانم.

و باران نگاه بغ کرده ات خواب را از شيشه های پنجره اتاق ام گرفته

و تو را در آغوش مي گيرم از اين ور شهر

و تو را گرم خواهم كرد و نه بسان خورشيد

و به اميد روشنايي هاي فردا.

                                                            زلزله تکان دهنده دل ها .... بم ... دی ۱۳۸۲


کلمات کلیدی: