يه شعر قشنگ از يکی !!!...
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱٤  

به نام خاطره ها و گريه ها و تنهايی ها

يکی از دوستای خواهرم گفت که براش يه ايميل بزنم و ميل اش رو روی سه کاغذ نوشته يود پشت کاغذ اين شعر نوشته بود ... خيلی قشنگ بود... البته نمی دونم مال کيه ؟؟!!!!!

انقدر اين شعر من رو جو گير کرد که ديگه هيچی نمی تونم بگم...

اي كه رفته با خود دلي شكسته بردي

اينچنين به طوفان تن مرا سپردي

اي كه مهر باطل زدي به دفتر من

بعد تو نيامد چه ها كه بر سر من

*************************

رفتي و نديدي كه بي تو شكسته بال و خسته ام

رفتي و نديدي كه بي تو چگونه پر شكسته ام

رفتي و نهادي چه آسان دل مرا به زير پا

رفتي و خيالت زماني نمي كند مرا رها

اي به دل آشنا تا كه هستم بيا وايِ من اگر نيايي.


کلمات کلیدی: