ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٩  

به نام او که هميشه هست

چند دقيقه‌ای مي‌شه که ۱۴ شعبان شروع شده و فقط يه روز مونده تا نيمه‌ی شعبان.نمي‌دونم چرا تا همين چند وقت پيش اين قدر برام بديهی بود که يه روزی امام زمان مياد و عدالت رو در جهان برپا مي‌کنه(که حالا اين يه نفر در اديان مختلف نام‌های مختلفی رو تجربه مي‌کنه.)نمي‌دونم چرا همش دنبال نشونه‌هايی مي‌گشتم که گفته شده در ايّام نزديک به ظهور در جهان وجود خواهد داشت.شايد مي‌خواستم يه جوری اين همه بي‌عدالتی و ظلم رو برای خودم توجيه کنم.چيزی که خيلی برام جالبه اينه که چقدر موضوع رو ساده فرض مي‌کردم و همه چيز برام بديهی و واضح بود.ولی حالا اين طور فکر نمي‌کنم.به نظرم امام زمان چيزی نيست مگر خود انسان.خود واقعی. خود الهی.خود قبل از تولد در اين دنيا.همون يکی که اصل همه چيزه و بعدش هم دوباره همون يکی مي‌شه.توی رياضی ميگن: حد انسان وقتی به سمت بي‌نهايت ميل کند.بعضيا مي‌گن خودشناسی...فرقی نداره چی بگن. مهم اينه که يه مثبت بي‌نهايت وجود داره و مهم‌تر اينه که بتونی اونو ببينی تا راه رو از بي‌راه تشخيص بدی و با نورش مسيرت رو روشن کنی تا نلغزی.اون وقت تومي‌شی امام زمان.و ظهور مي‌کنی در خودت و کل عالم.غيبت فقط نماديست از فراموشی انسان و غفلت از خود.از زمان زندگی امام دوازدهم تا حالا انسانی پيدا نشده که واقعاً به خودش رسيده باشه و زمانی که پيدا بشه همان زمان ظهور خواهد بود.ظهور يک انسان.به هر نامی که باشد.انتظار چيزی نيست مگر منتظر ظهور خود بودن.به قول شاعر:” آن لحظه‌ی سر زدن از خود.“ آداب انتظار چيزی نيست بجز سيروسلوک و قدم در راه حق برداشتن.يعنی همان ميل به سمت بي‌نهايت،در مسير مستقيم‌الخط.صيقل دادن آيينه‌ی روح برای ديدن خويشتن در آن.برای تماشای وجود و مست حق شدن.به ياد آوردن اسمائی که خداوند به انسان آموخت.به نام مهدی هم اگر توجه کنيم،مي‌بينيم که معنی آن زمان يا مکان هدايت است.نام امام دوازدهم محمّد است و مهدی لقب اوست.پس لقب هر کس ديگری هم مي‌تواند باشد.در این نگرش تمام آيات و احاديث هم صدق مي‌کنند.مثلاً اين که گفته‌اند او مانند آفتاب پشت ابر است،دقيقاً درست است که اين ابر همان حجاب‌هايی هستند که جلوی چشم ما قرار دارند و ما را از ديدن حقايق محروم مي‌کنند.چرا که هنوز محرم نشده‌ايم.منظور از ياران امام هم همان کسانی هستند که در اين مدّت کمر همّت بسته‌اند تا خود را بشناسند.اما عقب‌تر از آن نفر اول هستند....خوب فعلاً کافيه...تا بعد که بيشتر فکر کردم و اينا،بيشتر مي‌نويسم.

يا حق                                         غزال


کلمات کلیدی: