بهشت و جهنم واقعي ...
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۸  

به نام صاحب هستی


اين متن رو تو دردودل ۲ گذاشته بودم ولی چون سريع به دردودل برگشتيم واسه همين
گفتم شايد نخونده باشين ...خيلی قشنگه ...حيف ه نه؟؟
فردی از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت.
او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند.
همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند. هر کدام قاشقی داشتند که به ديگ می رسيد
ولی دسته های قاشق ها بلند تر از بازوی آنها بود ..به طوری که نمی توانستند
قاشق را در دهانشان برسانند!! عذاب آنها وحشتناک بود .
آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان می دهم.
او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد.ديگ غذاو جمعی از مردم و همان
قاشق های دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند .
آن مرد گفت :نمی فهمم؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالی که در اتاق ديگر بد بخت هستن...با آنکه همه چيزشان يکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت: خيلی ساده است. در اينجا آنها ياد گرفتند که يکديگر را
تغذيه کنندهر کسی با قاشق اش غذا در دهان ديگری می گذارد ...
چون ايمان داردند کسی هست در دهانشان غذايی بگذارد.
آن لاندرز غذای روح


کلمات کلیدی: