دروغگو دشمن ه خداست ( اينو به بچه ها می گن نه؟ )
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٧  

به نام او که بدست خود مرا هدايت کرد


ديشب با ما مثل يه بچه 10-12 ساله برخورد شد... به خودم مي تونم تبريك بگم
رشد كردم ... بزرگ شدم .. ديگه مي تونم رو پا خودم وايستم ... واسه خودم
تصميم بگيرم... الان ديگه كاملآ پدر و مادرم به من اعتتماد دارن ... هي ...هورا
ديشب با دروغي كه به ما گفته شد فهميدم نه بزرگ شدم ...
چون از اين تيپ چاخان بازي ها و قايموشك بازي ها رو واسه بچه هاي 10 ساله
انجام ميدن ... از اين دروغ ها هست كه پدر مادر ها واس بچه هاشون مي بندن و به
خيال خودشون سر بچه هرم شيره مالوندن و يچه هم مثه خر نفهميده و نفهمه....
هييييييييييييييييي.... من هم بزرگ شدم ميتونم ديگه تصميم بگيرم واسه خودم
ديگه مي تونم به صليقه ي خودم لباس بخرم و بپوشم هيييييييييييي...
آخه چند ماه پيش جشن تولد 6 سالگيم رو جشن گرفتم ... فكر نمي كردم انقدر سريع رشد كنم
مي ترسم انقدر سرعت بالا باشه كه چند ماه ديگه جشن به دنيا اومدن ام رو بابا و مامانم
بگيرن.(با اينكه ميدونم نمي گيرن )
من كه ميخوام اداي آدم خوب ها رو در بيارم ... بي خيال ...


کلمات کلیدی: