شقايق
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٤  

به نام او که هميشه هست

دلم مثل دلت خونِ شقايق   

چشام دريای بارونه شقايق

مث مردن مي‌مونه دل بريدن

ولی دل بستن آسونه شقايق

شقايق درد من يکی دوتا نيست

آخه درد من از بيگانه‌ها نيست

کسی خشکيده خون من رو دستاش

که حتی يک نفس از من جدا نيست

شقايق وای شقايق...گل هميشه عاشق

شقايق اينجا من خيلی غريبم

آخه اينجا کسی عاشق نميشه

عذای عشق غصه‌ش جنس کوهه

دل ويرونِ من از جنس شيشه

شقايق آخرين عاشق تو بودی

تو مردی و پس از تو عاشقی مرد

تو رو آخر سراب و عشق و حسرت

ته گلخونه‌های بي‌کسی برد

 

دويديم...دويديم و دويديم

به شبهای پر از غصه رسيديم

گره زد سرنوشتامونو تقدير

ولی ما عاقبت از هم بريديم

شقايق جای تو دشت خدا بود

نه تو گلدون .نه...توی قصه‌ها بود

حالا از تو فقط اين مونده باقی

که سالار تموم عاشقايی

شقايق وای شقايق...گل هميشه عاشق

يا حق

غزال

 


کلمات کلیدی: