ميشه از عشق تو گفت
ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/۱٩  

به نام او که می داند و دانسته نمی شود


اگر از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
ميشه با ستاره هاي چشم تو مغرب نو مشرق نو بر پا كرد
ميشه از برق نگات خورشيد و خاكستر كرد
ميشه از گندمي اي سر زلفت يه عالم شعر نوشت
آره از عشق تو ديوونگي هم عالمي ه آره از عشق تو مردن داره(2)
ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد
ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست تو هم راحت شد
آره از عشق تو ديوونگي هم عالمي
اگر از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت



کلمات کلیدی: