باور
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳٠  

به نام خدا

فکر کنم تا الان دیگه همه حداقل اسم Mind Freak ( criss angel) رو  شنیده باشن . کیه ؟ یکی تو مایه های David Blaine . این یکی دیگه کیه ؟! یکی تو مایه های David Copperfield . اگه دیگه این یکی رو نمی شناسی بیخیال این پست من شو .  !   !

اگه تا حالا کلیپی از مایند فریک ندیدین حتما تلاش کنید که داشته باشید و ببینید . کارای جالبی می کنه . شاید دیدتون نسبت به این هستی و  حتی نسبت به زندگی عوض کنه. شاید یکسری از روابط توی ذهنتون عوض شه. شاید بفهمید او چیزی که فکر می کنیم می تونه درست نباشه . البته در این زمینه می تونه فیلم بسیار بسیار بسیار بسیار قوی و زیبای مالهالند درایو نیز این کمک رو به شما کنه. ( این شما هایی که می گم شامل خود من هم هست ... چون اگه شامل خودم نباشه اون وقت میشدم پیغمبر ! بگذریم .)

اره . اون وقت می فهمیم که این دنیا یه سری فرمول ها و قواعد و قانون های دیگه ای هم داره . به این سادگی ها هم نیست (‌علیرغم ظاهر بسیار ساده اش .... )

من حالا موندم چرا واقعا یه عدده از دیدن کار های این آدم انقدر تعجب می کنن ؟!؟!؟!؟ یعنی هضم این چیزا براشون انقدر سخته ؟!؟!؟!!؟؟ اگه پس فردا یه سری حقایق ما ورای این مسائل براشون آشکار بشه چه کار خواهند کرد ؟!؟!؟! سکته ؟

اصلا چرا این آدم ها می تونن به سادگی این کار ها رو انجاکم بدن ولی برای ما غیر ممکن به نظر می رسه !‌ نه تنها غیر ممکن که از دیدن اونها گاها تعجب هم چاشنی اش می شه !!! چون این آدم ها باور دارن که این کار میشه . باور دارن . نه که علم اش رو داشته باشن. این دو نقطه خیلی از هم دورن (علم و ایمان) . اینها باور دارن که می شه به سادگی ذهن آدم ها رو خون. میشه به راحتی روی هوا راه رفت. به سادگی می شه روی آب راه رفت. به سادگی میشه یه مرده رو زنده کرد. به سادگی با بدن اش هر بازی که بخواد در بیاره. به سادگی میشه هر کاری که به ذهنت خطور می کنه و نمی کنه رو انجام بدن . هر کاری . بی هیچ استثنایی .

تا حالا تصور ما هم از این دنیا همینه. از قدرت خدا همینه . از قدرت خودمون همینه . از قوانین حاکم بر این دنیا همینه ( اصلا اگه قانونی وجود داشته باشه چون کم کم به این نتیجه دارم می رسم که این دنیا با این همه زیبایی اصلا قانونی توش نداره . این هم خوب یه نوع قانونه) ما همه علم داریم. ایمان نداریم. فقط می دونیم خدایی هست. اما باورش نداریم. دقیقا مثل کار هایی که اون آدم ها می کنن. من تنها می دونم که میشه این کار ها رو کرد. میشه با قدرت ات چه می دونم یه ماشین رو از دور جابجا کرد ولی خودم هنوز به اون مرحله نرسیدم که بتونم این کار رو کنم. تفاوت من به عنوان یک آدم عادی با بزرگان همینه  واسه همینه که خیلی چیزا برامون خنده دار و غیر ممکن به نظر برسه.

ببینید. یه کم این چیزا رو ببینیم

پ.ن: .... هیچی بگذریم. استغفر الله.

داش علی


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٥  

به نام خدا

بخشی از یک ایمیل :

در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند.

محـقـقان اخـیـراً بـه ایـــن نتیجه رسیده اند که کلیه 500 عملکرد متفاوت دارد

 

اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به 45 مایل خواهد رسید

 

برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید

برای لبخند زدن در حدود 17 ماهیچه به کار می افتد

در یک بوسه یک دقیقه ای 26 کالری سوخته می شود

طسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر 100 مایل بر ساعت دارد

اساس آمار های اخیر سازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود 100 میلیون فعالیت جنسی رخ می دهد

دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود

هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده

ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم

پیام های عصبی با سرعتی برابر با 170 مایل در ساعت به مغز رسیده و از مغز به سلول های عصبی می رسنداولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال 1981 به دنیا آمدند

پ.ن : اینترنت شریف به زودی درست میشه

داش علی


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٤  

به نام خدا

الان با اینترنت شریف خواستم برم اورکات (‌از خونه ) دیدم نوشته دسترسی به این سایت ... !!!‌  نهههههههه !‌ تنها تفریح سالمی که  بود از بین رفت !!! امید وارم حل شه این مشکل ....

پ.ن ۱ : بر دار به دارم زن از روی پل فردیس ....

پ.ن۲ : امروز اولین روز کلاس اوتوکد بود ... خوب بود  خودم خوشم اومد  ببینیم جلسات بعدی چی میشه ....

داش علی


کلمات کلیدی:
 
تافل
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٢  

به نام خدا

همین الان رسیدم .

Reading اش سخت بود ! خیلی هم سخت بود  !‌ همه می نالیدن !

شکر

خدا رو شکر

راستی آخر ماه روئیت شد یا نه ؟! ؟!

الان پسر عمه ام از اون سر ایران اس ام اس زده که : علی جون امتحان چطور شد ؟ ما دلمون برات تنگ میشه ما رو فراموش نکن برامون نامه بفرست !!!! گفتم بابا بی خیال ما فعلا تو بیسیک قضیه (‌تافل) گیر کردیم . از چی حرف می زنی !؟!!؟ توهم ملت رو گرفته هااااااا !!!!!‌

دعا کنید . مرسی.

داش علی


کلمات کلیدی:
 
... شب درازه !
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٧  

به نام خدا

این ضرب المثل معروف رو فکر کنم n میلیون بار شنیده باشید که میگه :

نا برده رنج گنج میسر

نه نه این نه !!!‌ای خدا ..... ها ها این که می گه هر که بام اش بیش برف اش ...

اه نه !‌ اینم نه !!! shit .... امممممم .... آها این :

دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره (‌آره این )

شاید بشه گفت تنها سوخت و سوزی که دیر و زود داره ، ازدواج ه !!! یه جورایی همه عواقب اش رو می دونن و می بینن ولی می دونن که یه روزی هم اونا می شن درس عبرت نسل بعدشون !! ( ‌همون فعل خر شدن به بیان زیبا تره شه !! )

داش علی


کلمات کلیدی:
 
آخ اگه باروووون بزنه ... وای اگه بارووون بزنه
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٦  

به نام خدا

ممممممممممممممممممممم  چه بوی باروووونی

امروز همش بوی بارووون میومد . من عاشق این بو ام این جوری ---->   تالاپ تولوپ

پرده اتاق ام هم همش کنار زده بود تا حیاط خونمونو و حیاط خونه بغلی مونو  ببینم ...   چه هواییییی به به

پ.ن: چیزی برای گفتن ندارم. هااااا یه چیزی .... لپ تاپم بعد مدت ها خوردن و خوابیدن دوباره از امروز به دستور آقای دکتر ! دوباره شروع به شخم زدن کرد !!! تنبلی بسسه دیگه نه ؟!

التماس دعا

داش علی


کلمات کلیدی:
 
خخخخخخواب
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤  

به نام خدا

دیشب جاتون خالی یه خوابی دیدم که تو خواب آرزو داشتم همه اینها یه خواب باشه و زود تر بیدار شم . بعد که بیدار شدم گفتم همچین هم نبوداااااا کاش تو بیداری رخ می داد    ولی لامسسسسسسسسسسسسسسسسب آخه چقدر یه خواب می تونه طبیعی باشه آخهههههه !!!! بگذریم

پ.ن۱: ولی نه !‌ همون بهتر که خواب بود ! خدا خودش بهتر می دونه چیو تو  بیداری بده چیو  تو خواب

پ.ن ۲ : دارم عصار گوش میدم . رایت ناو ! آلبوم های قدیمیش ... پر از خاطره است. یه چیزی رو هم اعتراف کنم . هر وقت عصار گوش میدم یاد علیرضا کریمی میوفتم ! به خصوص اگه کوچ عاشقانه اش باشه !!!‌

پ.ن ۳ : زیاد سعی می کنم عصار گوش ندم. بخصوص اگه کوچ عاشقانه اش باشه (چشمک )

داش علی


کلمات کلیدی:
 
گيس
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۳  

به نام او

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

خود را چو فرو ریزم با خاک در آمیزم

وگرنه من همان خاکم که هستم

...

یک روز سر زلف، بلوندت چینم بهر، دل مسکینم،

اینم،

جگرم

اینم، اینم

یک روز که باشم مست

لایعقل ترد و سست،

یک روز ارس گردم

اطراف تو را گردم

کشتی شوم جاری،

از خاک بر آرنم تو،

بر آب نشانم تو

دور از همه بیزاری...

دریای خزر گردم هی ، خواهی تو اگر........ جونم 

محصول هنر گردم، خواهی تو اگر...... جونم

یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم

یانصد سر سردرگم

                                  ای وای... ای وای...

حبل المتین گیست

           جمعا به تو آویزیم

لا تفرقوا و اعتصمو

لا تفرقوا و اعتصمو

لا تفرقوا و اعتصمو 

واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفر

جمیعا و لا تفرق

اعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفر

جمیعا و لا تو اعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقوووووو

واعتصمو بحبل الله

واعتصمو بواعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو....

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

یک روز دو چشمم خیس ، یک روز دلم چون گیس

آشفته و ریساریس

بردار، دگر بردار،

بردار به دارم زن از روی پل فردیس هههههههه آآآآآآآآ ......

دریای خزر گردم، خواهی تو اگر........ جونم  

صد سینه سپر گردم، خواهی تو اگر .......جونم

یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم

یانصد سر سردرگم

ای وای... ای وای...

ای درد توام درمان، در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس، در گوشه تنهایی

وی خاطره ات پونز، نوک تیز ته کفشم

این صندل رسوایی، این صندل رسوایی...

گرگی تو . میشم من، جمعا به تو آویزیم

آب از تو، سریشم من، جمعا به تو آویزیم

اکتاز و دیاسپامی، جز زلفت, آرامی

چون زلف تو نارامم، رسوا و پریشان من

سشوار سشوار سشوار سشوار

...

...

دریای خزر گردم، خواهی تو اگر........ جونم  

صد سینه سپر گردم، خواهی تو اگر .......جونم

محصول هنر گردم، خواهی تو اگر...... جونم

یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم

یانصد سر سردرگم

ای وای... ای وای...

 

متن شعر ترانه گیس نامجو بود این چیزی که اینجا گذاشتم و احیانا شما هم یه نگاه گذرا بهش انداختین .... حق هم دارید ... متن اش زیاده ! ولی اگه گوش داده باشید به این کار می فهمید همچین هم حق نداشتین

پ.ن۱:شنیدن کی بود مانند خواندن.......    ( تا حدودی بر گرفته از وبلاگ های مرد ماهیگر و عقیق ) !!!!پ.ن۲: چون پرشین بلاگ ایموشن چشمک رو نداره و به جاش ۲ تا "  " داره بنابر این من هم به جای چشمک از   استفاده می کنم !!!!

داش علی

 

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٢  

به نام خدا

وقتی نماز به اتمام می رسه          حالا نوبت به سلام می رسه

وقتی شرافت به انجام می رسه

                                                حالا نوبت به حمام می رسه

آخ اگه بارووون بزنه

وااااااییی اگه بارون بزنه .......

داش علی


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۱  

به نام خدا

همراه شو عزیز

همراه شو عزیز

کین درد مشترک

هرگز جدا جدا

درمان نمی شود ....

داش علی


کلمات کلیدی:
 
سگ با هوش
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٩  

به نام خدا

الان داشتم چک میل می کردم دیدم الهام خانم (  قبلا ها پایه ثابت وبلاگ بودن ... الان نمی دونم البته خوب حق هم داره من هم جاش بودن خودم رو الاف وبلاگ مزخرفی که هر n سال یک بار آپ دیت میشه نمی کردم ) ایمیل زدن  بعد عمری  شاید از خوشحالی بر گشتن مامان و باباش ه  (‌راستی از قول من خیر مقدم بگو  قبول باشه )

بگذریم ... از ایمیل ه خوشم اومد . یه کم هم شاید به خودم مربوط می دونستم . خلاصه حال کردیم که اینجا بذاریم همین  فقط جون جدتون اگه ایمیل رو قبلا دیده بودین با جفت پا نیاین تو حال آدم که این ایمیل رو وقتی که هنوز اینترنیت آفریده نشده بود ما دیده بودم و چه می دونم اون وقت که تو به دیب دمینی می گفتی سیب زمینی ما خودمون این داستان رو نوشته بودیم و از این ضد حال ها خلاصه ( ‌چشمک )  

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیداری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.

پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم 

پ.ن: این پرشین بلاگ خنگ نمی دونم چرا تو این بخش ایموشن هاش عکس چشمک رو نداره !!!‌ اون وقت مجبورم خیلی جاها به جای چشمک از "   " استفاده کنم . اونوقت گیج ها از این شکل  "  "  ۲ تا دارن !!!!‌

داش علی


کلمات کلیدی:
 
nothing else matters
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٥  

به نام خدا

من زیاد متالیکا گوش نمی دم ولی خوب از اونجایی که کمتر سبک موسیقی پیدا میشه که بدم بیاد بنابراین متال ( از نوع متالیکا)  هم اگه گیرمون بیاد گوش میدیم

ولی خوب از همه چیز گذشته در اینکه اشعار و مفاهیمی که این گروه متال باز استفاده می کنه (‌بهتر بگم می کرد ) مفاهیم و اشعار فلسفی و به قول معروف مو سیخ کنی ان شکی نیست...

یکی از کارای این گروه که فکر کنم کمتر کسی باشه که تا حالا گوش نکرده باشه آهنگ Nothing else maters شونه. واقعا معرکه است به خصوص اگه صدای ضبط تا جایی که جا داره بلند باشه ... واه واه واه ... تصورش هم بهم انرژی میده لامسسب... شاید بگم تو این کارشون یه کم موزیک به شعر سواره . یعنی شاید بگم اگه حتی موسیقی خالی این کار رو هم گوش کنم برام جذاب باشه. ولی خوب یه جایی از این آهنگ ( ‌آخراش ) خواننده به حالت جیغ وار اون تیکه از شعر رو می خونه که واقعه باید همراهی اش کنم  (‌عاشق اون جیغ ام  )

این هم گزیده ای از متن شعرشه:

So close no matter how far
Couldnt be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters


Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I dont just say
And nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters

فقط پیشنهاد می کنم تو ماشین و در حین رانندگی گوش ندید چون من عواقبش رو نمی پذیرم  

التماس دعا

داش علی


کلمات کلیدی:
 
messy period
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۳  

به نام خدا

خیلی خسته ام !‌ خیلی  

امسال یه مسافرت هم نشد بریم !‌ یعنی جور نشد !‌ شایدم نخواستیم

بعضی موقع ها فکر می کنم اصلا نمی دونم دارم چه غلطی می کنم

همه چیز قاراش میش شده !‌ ( چه می دونم غاراش میش )

گیج شدم . گیج. شاید تنها تفریحم فعلا دیدن سریال Friends باشه !

پ.ن: بعضی وقتا حس می کنم من هم دیگه خیلی سخت می گیرم !‌ ولی خوب چه کنم اگه سخت نگیری نخواهی برد ! توکل بر خدا

داش علی


کلمات کلیدی: