زياد زور نزن بفهمی !‌اونی که بايد بفهمه ( اگه بفهمه !!!!!!) می فهمه !‌
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۳۱  

به نام خدا

قبل از هر چیزی بابت متن زیر از هیچکس معذرت نمی خوام !!!

و بار دیگر خداوند کاری کرد که بر خودم واجب دیدم شکر اش را ریاوارانه در این وبلاگ به جا بیاوم.

بار ها و بار ها شکر اش می کنم که باز فرصتی را برایم فراهم کرد که به خود باز گردم بیشتر فکر کنم و ذهنم از هر آنچه که روزانه 1000 بار درگیرش هستم پاک کنم.

که اگر می دانستی که چه سری در تنهایی است هرگز به دنبال هم دم نمی گشتی. این رازی است که خداوند برگزید تا از ازل تا ابد تنها باشد تنها فکر کند و تنها بماند تنها تصمیم بگیرد

هر گاه تنها بودم

در خودم بودم

به هر آنچه که در روزمره فرصت نگاه کردن نداشتم ، فکر کردم

و چه روح قوی دارد این طبیعت

هوا پاک و صاف

همه چیز سر جای خود

بی ریا

درختان صادقانه سایه افکندند

و رودها بی منت صفا دارند

و پرندگان که چه بی مزد برایم خواندند

و من چگونه جواب این همه لطف و یک رنگی را دهم

آن طبیعت خدا به  من 40 بار فرصت داد تا تنها باشم

تا تنها دوست او باشم

1)     یکی زمین خرید بود و به سراغ ملک اش رفته بود که ویلایی بسازد تا بعدها اگر اسمی از ما به یادش مانده باشد به آن کلبه حقیرانه اش دعوتمان کند !!!

2)     اون یکی خدا رو شکر در آن ناکجا آباد دیگر از قبل تر ها ویلا داشت و به آنجا بعد سالها سری زد !

3)     یکی بعد عمری پدر مادرش اومده بودن تهران !

4)     اون یکی دقیقا دیشب پاهاش طوری ضرب دیده بود که نمی تونست انگشت های دست اش رو تکون بده !!!! انشا الله زود تر خوب شه !!! رازی به مرگ رفیق هامون نیستیم !!!

5)     اون 2 تا واسه 1 لقمه نون بیشتر روزه جمعه رفته بودن اضافه کاری !!!!!

6)     اون 3 تا صبح خواب موندن !!!!

7)     این یکی از دیدن دوستاش حال اش بهم می خورد !!!!

8)     دیگری حس کوه نداشت چون از رستوران خوش اش میومد !!!!!!!!!!!!!!!

9)     اون یکی اصلا  دوستی نداشت !!

10)وای به حال اونی که فکر کرده بود کوه ارثیه پدر منه !!! چون با من پدر کشتگی داشت از همون اول تصمیم اش رو گرفته بود و نیومد !!!!

11)یکی اصلا احساسات تعطیل بود ! خونه ، درس ، کوه ، تفریح ، گریه و خنده یه تعریف دارن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

12)یکی چنان ناز داره که آدم می ترسه ازش بپرسه میای یا نه ؟!!؟!؟ شانس آوردیم دختر نیست !!!!( البته شعور دختر ها به نظر بیشتر میاد ! )  فکر کرده از ک.... کی افتاده !!!! خدا به راه راست هدایتم کنه !!!

13)یکی شمال ایران بود و یکی جنوب تهران!!!!

14)یکی از ترس زن اش نیومد !!!!!!!

15)یه تعداد هم که از همون روز ازل اصلا ازشون هیچ توقعی نمی رفت !!!!!

16)از یکی پرسیدیم چند چنده ؟!؟!!؟!؟ ای کاش مسیج حروم نکرده بودم و نمی پرسیدم !!!

17)اون یکی همچین پایه خفن بود که می خواست قوم و خویش هاش رو هم بیاره !!! گفتم تو خودت بیا نمی خواد کس دیگه ای رو بیاری !!!!

18)اون یکی چون دوستاش نیومدن بعدا ها بیخیال شد !!!!

19)یکی هم خواب صبح جمعه رو دیدن قیافه دشمن هاش ترجیح داده بود !!!!

20).....

خوشحال و شاد داشتم میرفتم به سمت درکه ساعت 8:10 صبح بود که یه مسیج برام اومد ! تپش قلب گرفتم و نفس ام حبس !! نکنه یکی تازه رسیده باشه تجریش !!! هر کی باشه حوصله اش رو ندارم !!!! می خوام تنها باشم !!! گوشی رو از تو جیبم در آوردم !!! یکی مسیج زده بود که به فلان دلیل که بالا ذکر کردم نمی تونم بیام !!! یه نفس درست و حسابی کشیدم و ضربان قلبم رفت سر جاش و لبخندی بر لب گوشی رو گذاشتم سر جاش.....

اگه حوصله داشته باشی تا صبح می تونم برات بشمرم ولی تا همین جا کافی می دونم !!! ارزش حروم کردن انرژی رو نداره ....

صبح دعا می کردم

رو به امام زاده صالح

همون که نذر داشتم 7 پنجشنبه پشت سر هم برم زیارت اش....

که یا حداقل 6-7 نفری بیان یا اصلا هیچ کس نیاد !!!!

آخ که چه حالی میده کوه تنهایی

راحت

آزاد

خوش

فکرات باز

می تونی به هرچی دلت می خواد فکر کنی

به دنیا

یه آدم های توش !!! ( البته آدمی اگه مونده باشه توش ! )

آهنگ بهترین هم زبونت ه

هر چی می خوای ، می خونه برات

اصلا مسیر حالیت نمیشه

......

من قربون دل تنگی هاتون برم

آخه چقدر شما دلاتون اینقدر تنگ و لول ه !!!

قلب یه مورچه هم توش جا نمیشه !!!

آخه بس دیگه دورنگی

تو که می خوای بجنگی

حیف از تو یه رنگی

خوب واسه قشنگی

یادت نره اون همه خاطره

ببین چه راحت از دست ات دادم خوشکله

عقب افتادم از این غافله

داره کم رنگ میشه این رابطه

نه دیگه از دست رفته با این حادثه

همه دلاشون واسه هم شده بود یه ذره مثه این نقطه (  . )

همچین هم یه ذره رو با تشدید می گن که هر کی ندونه فکر می کنه قرن هاس که از این کره خاکی دور شده و حاضر ه  جون اش رو بده و دوستاش رو ببینه !!!!

مرگ سزاوار شماست !

و چه کوته فکراند این جماعت کافر صفت 7 رنگ ، نه 70 رنگ ، نه .... !!!

خرسند شدیم از این که امروز رنگی دگر است

نه رنگ دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شد

گفتند از این نکته 1000 نکته بیاموز !

من نیاموخته بودم ! نتیجه اش رو هم دیدم البته نتیجه ای که از روشنایی ساعت 12 ظهر روز 15 مرداد برام روشن تر بود که اگر جز این بود باید شک می کردم بسی بسیار بسیار !

و باز خدا را شکر گذارم که نشان داد

آن باطن مردمان این روزگار را

و باز شکر می گویم اش که

باز دعایم را مستجاب کرد !

و آنچه از او خواستم را برایم فراهم کرد

تنهایی کوه را پیمودن . کوه صبر   کوه ایمان   کوه صداقت

و پا نهادم بر صورت هر دو رنگی و

تپه ها ی غرور را شکستم

و فکر کردم فکر و فکر

و دعا کردم دعا و دعا

تا وجودم پاک شود از هر چه کردم در این عمر پر گناه .

 داش علی 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۳٠  

به نام او

 

 

هق هق گریه ی ناودون     پر درد و دلشوره

گرد غربت و  رو گونه ام      نم بارون می شوره

سرم از پنجره بیرون و فریاد میزنم

درد غربت خونه ام رو ویرونه کرده

غم تنهایی داره روح ام رو آتیش می زنده

یاد چشمات دلم رو دیوونه کرده

 

دوباره تیک تیک ساعت شب رو یادم میاره

روی شیروونی مثه سیل داره باروون می باره

 

هوا بد جوری گرفته دلم آرووم نداره

بغض غربت تو گلوم گل های حسرت می کاره

 

سرم از پنجره بیرون و فریاد میزنم

درد غربت خونه ام رو ویرونه کرده

 

(حبیب)

 

پ.ن :جهت یاداوری !  داشتن علم بهتر است از داشتن ثروتولی نداشتن ثروت بدتر است از نداشتن علم ! ‌( شکسپیر) 

 

 

داش علی


کلمات کلیدی:
 
يک خاطره !
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٦  

به نام خدا

 

دیرگاهی است که در روستای کوچک ولی ساده ی ذهنم قدم ننهادم

و هوایی تازه و عاری از هر دورنگی و دورویی استشمام نکردم

گاه از دور ،

نیم نگاهی به آن انداختم    ولی افسوس نایی نداشتم

مردمانی را می دیدم

ساده ولی خوش سیرت با چهره هایی بشاش ولی لبریز از غم

پا در این وادی گذاشتند و گاه آنها را تا دروازه آن همراهی می کردم

ولی داخل نشدم

حال موعد آن رسیده

قدم بر دل نهم و نهان خانه ام را نگاهی مرموزانه اندازم

نا دانستنی ها فراوان و مجهولاتم بسیار

چرا ، چرا ، چرا ؟

گویی خود ه معادلات برایم مجهولند !

راه بی انتها و استاد کم

و به راستی کیست که مرا در آن روستای کوچک راهنمایی باشد بس دانا

جز عشق

که مرا بسیار سخت است ادای لفظ عشق

کیست که نداند دوست داشتن برتر است از عشق

و کیست که بداند درک آن نیز به مراتب سنگین تر

و بار ها و بار ها و بارها    لعن و نفرین کردم دورویی را دورنگی را

که من بسیار نالم و بار ها و بار ها و بار ها می نالم

و گریه سر می دهم ازاین دو جانور جانخوار !
و تنها و تنها و تنها دوای من یاد است

یاد آخرت

بار ها خدا را فریاد کشیدم و نالیدم و نالیدم و نالیدم

دریغ از یک هان !

یک جواب

ناشکری نمی کنم ، نخواهم کرد و نخواهم کرد

و این نیز یک درس است

زندگی سراسر درس است درس است و درس

رهگذری گفت : بدترین معلم عالم ، زندگی است ؛

اول امتحان می گیرد و سپس درس اش را می دهد

آه که شیر فهم می شوم !

من همچنان سر جلسه امتحانم . شاید بهتر باشد برگه را زودتر تحویل دهم .

مراقب کیست ؟ به که تحویل دهم ؟ وقت چه مقدار باقی است ؟
نمره ها کی اعلام می شوند ؟

عجب امتحان سختی است . مراقبی بالای سرم نیست ! و من ناتوان از تقلب کردن !

انگار کسی کنار دستم نیست ! به نظر می رسد سالیان دراز با اطرافیانم فاصله دارم !

دیرگاهی است نوری چشم ام را خیره کرده.

گاه گرم ام می کند و گاه پوست ام را می سوزاند

گاه می خندم و گاه می گریم

هر دو از تمام وجود است . در کنار هم.

گاه ، آن نور عذاب ام می دهد و گاه نوازش

گاه نرم است و گاه خشن.

ولی ازش خوشم آمده بود و روزگار را در پی اش سپری کردم

مثل غروب خورشید ، این نور نیز پایین رفت

پایین رفت و پایین تر 

و من به دنبالش دویدم  دویدم و دویدم

می گریستم  می گریستم می گریستم

فریاد کشیدم ، فریاد  فریاد  فریاد

و هرگاه که از فرط خستگی بر زمین گرم خدا می افتادم

او منتظرم می ایستاد !

انگار نگرانم است و دوری ام برایش مشکل

حالم به جا آمد او نیز به خود آمد و باز شروع به حرکت کرد

من به دنبالش

می دویدم  می دویدم   می دویدم

اسم اش را فریاد می زدم فریاد  فریاد  فریاد

و او می شنوید

هم صدایم  هم صدای نفس نفس هایم

ولی ندانستم  ندانستم  ندانستم این همه دویدن برای چه بود ؟

شاید به اندازه طول عمرم به دور زمین گرم خدا  دویدم   دویدم  و دویدم

ولی انتهایی ندیدم  ندیدم  ندیدم !

 

5/1/85       '2:25

 

 

داش علی
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٢  

به نام خدا (زیرک ترین زیرک ها)

کارگردان  باهوش = David lynch

موسیقی دان و خواننده باهوش = سیاوش قمیشی

دوست باهوش = هادی

بابای تیز و تند = بابای خودم !( پارتی بازی نیست حقیقت ه )

دییییگه .....

 

با استعداد ترین بازیگر ایرانی از 100 قرن قبل تا 100 قرن بعد ! = پرویز پرستویی

 

حالا اگه باز هم چیزی اومد به ذهنم میگم .

پ.ن: لطفا نپرسین که چی شد حالا این ها رو گفتم !

 

داش علی

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٦  

به نام او

اين هم از اس ام اس :

 

رنگين کمان پاداش کسانی است که تا آخرين قطره زير باران می مانند.

 

داش علی


کلمات کلیدی:
 
صدای پای بارووووووووووووووووووون ...
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤  

به نام خدا

 

اسم تو رو نوشتم روی بخار شیشه

                                   نوشتم این زمستون بی تو بهار نمیشه

خالیه جات هنوزم روی نیمکت تو ایون

                                            وقتی می شستی با من لحظه ها زیر بارون

صدای پای بارون رو سنگفرش خیابون

صدای چیک چیک آب تو کوچه و تو ناودون

                آی که چه آروم آروم از تو برام میخونه

                                    بی تو دلم میگیره تو این سکوت خونه

هر شب تو آسمونها دنبال تو میگردم

دنبال یک ستارم اما پیداش نکردم

سر گردون لایه لایه ابرهای پاره پاره

چشمک بزن ستاره ام منتظره اشاره ام

صدای پای بارون رو سنگفرش خیابون

صدای چیک چیک آب تو کوچه و تو ناودون

(حبیب - اشاره)

پ.ن: ۱) بقیه آهنگ هاش هم قشنگ ه ... فعلا این رو زیاد گوش می دم

۲

داش علی

) مژگان خانوم هم بعد از عمری یه اس ام اس زدند زیبا بود مونده بودم اون رو یذارم یال این رو !‌ بالاخره این شد !‌ انشا الله چند شب دیگه می ذارم اون اس ام اس رو ... 
کلمات کلیدی:
 
۱۹ امضای خداوند
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۳  

به نام قدرت برتر

واللا خيلي وقت بود ننوشته بودم البته الان هم چيزي ندارم از خودم ولي خوب اين چيزي که در زير اومده شايد واسه خيلي ها جالب باشه شايد نه ! شايد واسه يه عده بي اثر واسه يه عده بي اهميت واسه يه عده معجزه !! باشه و واسه يه عده ديگه تکراري ! خيلي دوست داشتم يه متني بذارم ولي چيزي به ذهنم نمي رسيد تا اينکه تو حموم بودم اين بذهنم اومد. از اعجاز قرآن بگم ... فکر مي کنم تو ديني دبيرستان بود که يه اشاره کوچيکي به اين مطلبي شده بود ولي خيلي باز نکرده بودند .

آقاي دکتر رشاد خليفه دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد

غزاله گويا خودش اين مقاله رو پيدا کرده بود و واسه خودش يه مقداري اش رو ترجمه کده بود و من هم ازش گرفتم و يه نگاهي بهش انداختم و به مامانم و مهدخت و منصوره( دوست مهدخت(خواهرم)) نشون که دادم براشون جالب بود گفتم حالا که اين طوره يه اشاره اي بهش کنم هر کس دوست داشت بخونه ( البته پيشنهاد اکيد مي کنم که واسه 1 بار هم که شده در عمرتون کل اين متن رو بخونيد ، من که خوندم !) بعد اومدم تاپيپ کنم ديدم زياده گفتم يه سرچي تو نت بزنيم شايد بشه يه کارهايي کرد ... بعد از سرک کشيدن در نت ديدم بببببببببببببببببببببللللله قبل از ما خيلي ها اون مقاله رو به فارسي و خيييييلي کامل تر تو سايت ها و وبلاگ هاشون گذاشتن . ولي اون چيزي که اونا گذاشتن متن کامل مقاله بوده و خيلي زياد بودن تصميم گرفتم که من فقط يه مقدار از اون رو اشاره اي کنم و متن کامل رو به صورت يه لينک در انتهاي متن ام بذارم.

1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.

2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19) و تعداد آيات = 6346 است که مضربي از 19 مي باشد.

3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق نوزدهمين سوره از آخر قرآن است که 19 آيه و 285 حرف (15× 19) دارد.

4- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است که اين 19 كلمه ، 76 حرف دارد

5- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19)

6- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19)

7- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30)

8- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد

9- هركلمه از جمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه ‍“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود.

10- همه سوره ها يه جز سوره نهم با بسم الله الرحمن الرحيم شروع مي شود و درست 19 سوره بعد از سوره نهم بسم الله الرحمن الرحيم 2 بار تکرار مي شود ( تعداد بسم الله ها در قرار ۱۱۴ عدد مي شود ! ) .چون بين سوره توبه و نمل 19 سوره وجود دارد مجموع شماره ي سوره هايي که اين بين وجود دارد مضربي از 19 است اما اين مجموع که 342 است دقيقا برابر تعداد کلماتي است که در سوره 27 (نمل) بين 2 تا بسم الله الرحمن الرحيم به کار رفته است

11- مهمترين پيام قرآن توحيد است . تعداد دفعاتي که از کلمه ي "يک " براي ذکر اين مفهوم استفاده شده 19 بار است !

12- مجموع اعدادي که در قرآن امده اند = 162146 است (162146=19*8534)

13- کلمه قران در 38 سوره آمده ( 38=19*2) و اين کلمه 57 بار تکرار شده است (57=3*19)

14- 29 سوره قرآن با حروف مقطعه شروع مي شوند .اولي سوره 2 و آخري سوره 68 ام و بين لين دو سوره 38 سوره بدون حروف مقطعه شروع مي شوند. تعداد کل آياتي که اين حروف را مي سازند 5263 است ( 5263=19*277)

۱۵- "ق" شايد مخفف قرآن باشد . بويژه چون 2 سوره داريم که با "ق" شروع مي شوند و در هر کدام حرف ق 57 با تکرار شدند و تعداد کل "ق" در اين دو سوره 114 بار مي باشد که برابر تعداد کل سوره هاي قران مي باشد . جالب است بدانيد سوره اول (42) بيش از 2 برابر سوره دوم ( 50) است !! و مطلب جالب ديگر اينکه سوره 42 ، 53 آيه دارد و 42+53=95 و ( 95=19*5) و سوره دوم ، 45 آيه دارد و 95=50+45 !!!! ( خداااااااااااا چي بگم !!) گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود
.

حالا اگه از قرآن بيايم بيرون ميبينيم که :

خورشيد و ماه و زمين هر 19 سال يکبار هم خط مي شوند !

ستاره هالي هر 76 سال يکبار از منظومه شمسي عبور مي کنند ! ( 76=19*4 )

بدن انسان 209 استخوان دارد ! (209=19*11)

مدت حاملگي انسان (در مورد جنين سالم) 266 روز 38 هفته بعد از لقاح است !!

شايد اين مطلب رو بدونين که :

در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار
خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109

پ.ن:

۱-  یکی می گفت شاید ۱۹ به این دلیل باشه که شامل تمام اعداد می شه !‌ یعنی از ۱ هست توش تا ۹ ... مثلا ۱۷ شامل ۲ عدد نیست (۸و۹) !‌

۲- واقعا فکراش رو بکن !!!!‌اگه ۱ دونه فقط و فقط ۱ دونه "و" از قرآن حذف یا به اون اضافه بشه این همه اعجاز وجود می داشت ؟!!؟؟!

۳- لینک کامل این مقاله ( البته فکر کنم این لینک کاملترین نیست و نقص داره ولی خوب همین اش هم زیاده !!! )‌

داش علی


 


کلمات کلیدی: