txts
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۳۱  
سلام دوست من


لطفآ از قسمت txts ديدن کنيد ببينيد صفحه که دست کاری کردم خوبه؟؟؟
فکر کنم واسه من مبتدی همين کارا هم ,ای بدک نباشه ؟!!!
نظرت چيه؟!!
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٩  
خدا يا قانع ام کن به انچه که دارم و انچه که ندارم....
قانع ام کن به انچه که دارم , تا در نگه داريش نهايت سعی ام را کنم..
و ان را هميشه دوست داشته باشم و ترا به خاطر ان شکر گويم..
قانع ام کن به انچه که ندارم , تا در پی اش تمام سعی خود را کنم..
و ترا شکر گوييم...به خاطر اين که می دانم در اين راه مرا تنها نخواهی گذاشت..

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٩  

نفسم گرفت از اين شهر
در اين حصار بشكن
در اين حصار جادويی روزگار بشکن
حبيب
چرا انسان را , چرا ما را , چرا من را فراموش شده و فراموش کار افريد ی؟
چرا انسان را , چرا ما را , چرا من را اينگونه افريدی؟
چرا من را اينگونه افريدی که وقتی پای شکسته گدای گوشه خيابان را می بينم
ترا شکر می کنم به خاطر پای سالم ام...
وقتی گشنگی بچه يتيمان جنوب شهر را که شب ها تشنه می خواب اند ترا به خاطر
نان شبی که دادی شکرت ميکنم...تازه اگه يادم باشه و شکرت بجا اورم...
وقتی بی خانمانی بي خانمانان را می بينم ... وقتی اسباب و اثاثيه کهنه شان را گوشه ی
خيابون می بينم...ترا به خاطر کلبه ی کوچکی که دادی (اگر فراموشی سراغ ام نيايد )
شکرت می کنم .
و وقتی رشادت های رشيدان را می بينم ...از خودم شرمم ايد...
وقتی ياران حسين را می بينم خوشحال می شم و ترا شكر مي كنم
که ان موقع نبودم که بی شک از ياران آن پليدان می شدم...
چه سست ايمان است اين انسان ... که به پشيزی از عقيده اش بر می گردد...
پس خدا يا بذار تا حواسی هست شکرت کنم .. به خاطر سلامتی که به من دادی
به خاطر پدر و مادر خــــــوبی که به من دادی ...به خاطر اين مهری که در دل ما گذاشتی
و شکر به اين خاطر که يا دم انداختی شکرت بجا اورم...



کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٦  

غروبا چراقا می شه روشن خيابون
عاشقا مسه ما(ه) ميان از خونه بيرون
دخترا پسرا تب عشق تو دلاشون
همه جا يه صدا صدای خنده هاشـون
(اندی)
ما هم ديشب با بچه ها ( به قوله مهنوش( ۲ختر خالم ) اکيپپی) رفتيم
تئاتر بعدشم رفتيم بيرون گشتيم ....
جای خيلی ها خالی... خيلی خوش گذشت کلی خنديديم کلی حال کرديم ...
تا حالا اينجوری بيرون نرفته بوديم ....
ديگه بيشتر از اين تعريف نمی کنم تا دلتون نسوزه!!!!
به قوله فائزه :" خوش گذشت چون جوون (جوان) رفته بوديم (حتمآ)!!!"
به هر حال جای همه بچه های باحال و با مرام خالی بود....

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٤  

می گه: "تلفن بزن" ميگم مامانم کليده
ميگم تو بزن ميگه "مامانت کليده!!!"
می گم On line شو ميگه" کارت ندارم"
واسش کارت می خری ... بدون اينکه On line ببينيش ميگه :" کارته تموم شد!!"
On line هم که ميشه دعا می کنم ای کاش Off بود ...
چراقم تو Friend list اش به ظاهر روشنه خدا کنه چراقم تو ذهنش
و تو فکرش هميشه روشن باشه
حتی وقتی که Off هستم.
خدا خدا ميکنم خودشُ فقط تو چت Invisible کنه و هرگز تو زندگی Invisible نشه
می گم بريم بيرون ميگه باشه... ولی خدا داند از ان دل سنگ اش....
می ريم بيرون ... خدا داند که با من کجا ها که نمی رود...؟؟!!!

با اين همه بد بختی و مصيبت و مشکلات ...
ميدونی چی ميگه....می گه " بی خبــــــر وبلاگ مي سازی؟؟!!!"
اخه خـــدا تو بگو من چجوری ميتونستم بهش بگم؟؟!!!
با تلفن ؟؟ با چت ؟؟ وقتی که می بينمش؟؟ وقتی که می ريم بيرون؟؟ وقتی که حواسش پيش منه؟؟
خودت مي دوني كه فقط خودتي كه شبا موقع خواب باهات حرف مي زنم
نكنه يه وقت داداشه خوبي نبودم؟؟!! نه خدا نكنه...اين حرفا چييه؟ زبون ....
شايد که نه حتمآ بدی از من بوده ؟؟!!! خـــدا فقط توی که راستشو به من می گی
بگو انچه بايد می کردمُ و نکردم ... بدو.. بگو ... زودباش بگو... صبرم نيست...
ولی قبل از گفتن قدرت اصلاح کردن هم بده...
خدا کنه اين متن نخونه ..چون اينا حرف دلم نبود انگشتانم روی کيبرد مي لرزيدند
اگر هم خوند خدا کنه ناراحت نشه دوست ندارم در اين دنيا و در اين کره خاکی
کسی از دستم ناراحت باشه يا بشه....
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٤  


او گفت:" بيا ييد تا نزديک لبه "
انها گفتند ما مي ترسيم ...
او گفت:" بيا ييد تا نزديک لبه "
انها امدند
او انها را هول داد.....

. انها پرواز کردند ....

" اپولينر"

*********************************************
عشق ,عشق می افريند
عشق ,زندگی می بخشد
زندگی ,رنج به همراه دارد
رنج, دلشوره می افريند
دلشوره, جرئت مي بخشد
جرئت, اعتماد به همراه دارد
اعتماد, اميد می افريند
اميد, زندگی می بخشد

زندگی, عشق می افريند
عشق, عشق می افريند
(!!!....!!!)
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٢  
خـــدا يا شکر...
روز اول کارم بسيار خوب بود....
اگر بخواهی ... تا اخر انگيزه باقی بماند....
چون برای هر کاری فقط انگيزه لازم است و بس ..
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢۱  


دوش ديدم که باران با چشم ما گفت ....

بزن باران که اينجا بس هوا خشک است....
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢۱  
سلام
ايه ای يه جايی اتفاقی ديدم ولی نفهميدم!!!هرکس فهميد .....
افرينش اسمان ها و زمين از افرينش انسان ها مهمتراست , ولي بيشتر
مردم نمي دانند.
سوره مومن / ۵۷
کلمات کلیدی:
 
من بچه ام!!!
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٩  


روح ام چه زيبا بود وقتي از فردوس در اين دنيا پا نهادم
روح ام چه زيبا بود وقتي به دنيا امدم
روح ام چه زيبا بود وقتي حرف زدن را ياد گرفتم
روح ام چه زيبا بود وقتي گريه كردن را ياد گرفتم
روح ام چه زيبا بود وقتي براي اولين بار خنديدم
روح ام چه زيبا بود وقتي پا به مدرسه گذاشتم
…………………
روح ام چه شاد بود وقتي با بچه ها بازي مي كردم
روح ام چه شاد بود وقتي “ الف ” را ياد گرفتم
روح ام چه شاد بود وقتي كه بزرگتر شدم
روح ام چه شاد بود وقتي كه فهميدم ايرانی ام
روح ام چه شاد بود وقتي بچگي ام را انديشيدم
روح ام چه شاد بود وقتي خـــدايـم را خودم ديدم..

شايد شادي ام از نادانيـم بود…..؟؟؟!!!!….
ولي…افسوس …كه…
اب در حســرت پاكي روح ام مي ميرد
باران نيامد از لطافت روح ام…

روح ام چه لطيف بود
چه ظريــف بود
و چه پاك
كه به دست خود كردم اش الوده
هر چيزي حــــــدي داره
حتي ناتواني……. حتي بي صداقتي....
حتي گناه…..
و اكنون چه زشت و بد تركيب است ان روح پــــاك

دست هاي ام الوده چشم هايم پژمرده
د لم پرشده از غم روز هاي از دست رفته
روح ام شاد شد زيبا شد وقتي گذشته ام را ديدم
دلم ارام گرفت…. وقتي كه ياد كردم ….
روزي كه به دنيا امدم
روزي كه بازي مي كردم
روزي كه مي خند يد م
روزي كه به مدرسه رفتم
و روزي كه….
دوست دارم شادي را خنده را ذوق را عشق را…
دوست دارم شاد باشم شاد بمانم و شاد بميرم…
پس بذاريد بچه بمانم…. به من نگوييد اقا نگوييد جنا ب نگوييد…

من بچه ام
عادتم دادند بزرگ باشم , دوست ندارم.

چه روح زيبايي داشتيم و حالا زيبا تر….
بچه ها فرشته هاي اسموني اند
من اونا رو خاكي نمي دونم ….
مقام( به ظاهر) پايين كودك از اين بالا تر كه عيســي-مسيح- در كودكي پيامبر گشت..
ما كودكان به پاكي روح مسيــح اقتدا مي كنيم….
گوييند انسان در اخــــرت عذري ندارد…اي كاش بچه بميرم تا بچگي ام عذ رم باشد….
حالا مي فهمم چــرا عاشقان خــدا و صاحب دلان دل به دنيا نمي بند ند و مرگشان را از
خــدا مي خواهند…. چــون….
چه روح شادي داشتيم و حالا شاد تــــر....
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٩  
سلام به کسانی که سری به وبلاگ من نمی زنند و ما رو خوش حال نمی کنند...با اينکه به شخصه ادمی نيستم که به خواهم خود نمايی کنم...ولی چـــــون بعضی از دوستان پيشنهاد دادند تصميم گرفتم اين مطالب , بگم...انشا الله مورد پسند واقع شود
شهيدان را مقاميست كه بزرگان در حسرت انند
بين عباس , عجب است كه شهيدان در حسرت انند ....
ما كه سهـل ايـــــــيم..


ديـــــــــــــگه اينكه....
دوست دارم ان روز كه مي خواهم از تــو جدا شوم بدانم و مطمئن باشم كه كسي بهتر از تــو در اين دنيا وجود دارد كه خــــدا خواست من از تو جدا شوم..پس بذار در ناداني خود به سر برم و هرگز ان اطمينان حاصل نگردد!!!

کلمات کلیدی:
 
HOME PAGE!!!
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٧  
خـــــــدا يا شکرت ....
پس از کلی جـــــــــــون کندن ..!!! Home page ام درست شد. لطفآ از غرفه من بچه د ييدن نماييد.!! مزيين می کنيد . !!
منتظرتــــون لبه جاده می شينم.!!! .
کلمات کلیدی:
 
چی بگم والا؟؟!!!
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٧  
سلام
به نظر من ايرانی ها کاراشون حساب و کتاب نداره !!!
ميريم دانشگاه دختر بازی !! ميريم مسافرت ياد درس می افتيم !!!
می ريم مسجد غيبت ميکنيم !!
ميريم عــــروسی غم باد ميگيريم !!
ميريم مجلس عزا (خدای نکرده) ميخنديم (گاهآ جکم ميگيم!!!) موقعی هم که برامون جک ميگن همين طور مثل ادم های بی ذوق ......
وسط نماز ياد درس می افتيم و وسط درس و شب امتحان ياد خــــدا !!
وقتی هم که داريم مي ميريم و رفع زحمت می کنيم .... ياد اخرت !!!
شايد اخری شامل حال همه ادم ها باشه!!!(I DON'T KNOW )


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٧  
هـــــــــــــــــی بالاخره درست شد ساعت ۲:۳۰ ولی حالا وقت شاديه!!!! گچم کار کرد و explorer 5.5 و نصب کردم کلی از مشکلاتم حل شد (tnx GOD).
کلمات کلیدی:
 
خوش حالم!!!
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٧  
مانی درست شد بالاخره پرشين بلاگ گرفت email ام.
(tnx GOD)
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٦  
سلام
مانی جان دستت درد نکنه ما هم پس از ساعت ها فشار روانی و جسمی ! صاحب وبلاگ شديم !!!

کلمات کلیدی: